سوتی (1)

 

انتراک نیم ساعته  کلاس بود (وسط یه کلاس ریاضی چهارساعته_سال سوم دبیرستان_من و


دوتا از دوستام در منزل جناب استاد :/ ) رفتیم از مغازه کنار خونه جناب "ب" چیپس و پفک بخریم و نوش


جان کنــیم...من باب نیاوردن غذایی که مناسب حال و احوال شکم های گرسنه مان در ساعت 9 شب باشد :/


اوریدم و زدیم و خوردیم که یکهو در باز شد و چهره ی بشاش استاد نمایان :)


"م" ته مانده پفک را خواست سریع بیاندازد توی سطل اشغال زیر پای من!


(من باب سیری بیش از حد و رعایت ادب در مقابل استاد :/ )


که من سریع گفتم :


_اع اع ننداز...میدیم تهشو به اقای "ب" !


و کلاسی که سه ثانیه در سکوت فرو رفت...


و "م" که همانطور که خم شده بود تا ان را توی سطل بیاندازد روی زمین ولو شد و پخ خنده اش موتور من


در شوک و "ر" را هم روشن کرد.چهره پوکر استاد هم نتوانسته بود مارا از قهقه بیاندازد.


هرچه سعی میشد من باب جلوگیری از نخندیدن نشد !


هرسه مشغول بودیم و من در ان بین هی عذر خواهی می کردم و منظوری نداشتم را بلغور میکردم.


که استاد گرامی :/ پشت به ما روی تخته یادداشت کرد:


اشغال های خود را جلوی کی بندازیم؟!

1( سگ    2( گربه     3( سطل زباله    4( استــــــــــــــاد


و کلاسی که ان شب دیگر کلاس نشد.


خنده ی محو جناب "ب" و مکث هایش وسط تدریس هم جذاب بود.


"م" ولو در کف کلاس به شکم جذاب تر...


"ر" سرخ شده بدتر...


من هم که جایی در افق محو...با دهانی که نمیشد بسته باشد :)




#ای ای ای#


# کجای "ب" که یادت بخیر :) #


# و سوتی که هر وقت یادشون می اومد یک دقیقه کامل مثل روز اول بهش میخندیدند و میخندیدم :) #




  • نار تی تی
  • يكشنبه ۱۸ شهریور ۹۷

حــرام ؟!




Image result for ‫جملات فلسفی عمیق و خاص‬‎





و این است فلسفه داشتن چیزی به نام جوهریت وجـــود ... !

با یک بنده خدایی حرف میزدم...شاید سه سال پیش...وگرنه من خیلی وقته اونقدر شلوغم که با کسی حرف نمیزنم :/

اون بنده خدا سر یه قضیه ای گفت بیا شرط ببندیم سر فلان چیز!

گفتم شرط؟!

گفت شرط...!

گفتم حرام...!

گفت حرام ؟!

و بحثی که شکل گرفت...!

 و پیامبری که موقع جنگ با کفار مسابقات تمرینی  بین سرباز های سپاه اسلام من باب ایجاد شور و روحیه جنگی برقرار می کرد و

شرط بندی که حرام نبود و نیست تو کارهایی که باعث پیشرفت و ارتقای مثلا جنگی و ... بشــه...حد و حدود خاصش بمونه توی پرانتز!!!

و حتی شرابی هم که از اون اول اول حرام نبوده و بــعد به دلیل همون نداشتن جوهریت تو عده کثیری تبدیل به حرام شده!!!

میگن ضرر یک چیز حرام بیشتر از فایده شه !!

نمیشه گفت فلان چیز حرام هیچ حس خوبی...هیچ فایده ای...حتی قدر ارزن هم نداره....این گفتنش یه چیز فیکه :/

خیلی چیزا فقط کافیه فکر شه بهشون...ولی به قول عــلما ضررش بیشتر از فایدشه.

و این مسئلست !

و من از اسلام اموختم قانون نسـبیت را !


^_^




# تعصب چیز خوبی نیست #

# مطالعه خوب است#

# زیادی سر چیز دو به شکی پا فشاری کردن احمقانه است #

#هــعی#

  • نار تی تی
  • شنبه ۱۷ شهریور ۹۷

finaal

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • نار تی تی
  • شنبه ۱۷ شهریور ۹۷

هـیتلر...






سوم دبیرستان که بودم با یکی از هم کلاسی هام زیاد سر المان جنگ جهانی دوم حرف میزدیم.


تو پله های بعدی روسیه بود و...!!!


ولی یادم نمیاد هیچکدوممون...نه من و نه اون از هیتلر بد گفته باشیم :)


این یعنی اوج خباثت یا دیوونگی رو نمیدونم :)


اون دوره برامون جذاب بود که این همه شجاعت و نترسیدن تو یه رهبری باشه...


حالا جدای خشونت...و کشتار 40 میلیون ادم و...!!!


دوستم میگفت نژاد پرستی هیتلر فلان و بهمان...!


اما اون دوران از نظر من  سرپرست یه جایی...نه صرفا جامعه!!


باید نژاد پرست باشه...!


باید باید و باید...!


نه کوبوندن نژاد های دیگه...!


نه نابودی اون ها...!


ولی نژاد پرستی نژاد خودش چرا که نه...!


این تفکر سر خوندن تاریخ روسیه هم شدت گرفت :)


و من چقدر کیف میکردم  با اینکه روسیه و روسیه و روسیه :)


مردمی که انگلیسی به زور صحبت می کنن :)


میدوننین؟! این ها شاید صرفا یه سری جمله ها باشه که بیاد بیرون از مغز


و بعد تو بگی اینا مال منــه ؟!


من انقدر خطرناکــم ؟! :)


و جواب همه اینا یه سکوت گــنگـ و در عین حال قشنگه :)


تو ذهن همه یه ادم خطرناک عجیب هست...


گودزیلای درون :)


که تو میگی این منم؟!


و این تویـی :)


***


پوتین که برات راضی کننده باشه نگاه ها یکمی ملایم تر میشه :)


اما تا حرف از نفی یه چیزا و شاید تقدیس یه چیزا میاد دوباره نگاه ها چپ چپ میشه :)


رضایت 90 و خورده ای درصدی مردم  از رییس جمهور روسیه یعنی اوج صحت به گودزیلا طوریای من :)


شاید با کمی نگاه چپ چپ و انتقادات شدید به خاطر همچین چیزی...!


ولی همچین چیزی وقتی هست، چپ چپ نداره :)


یکمی به حرفای ذهن هم گوش بدیم...فوقش حرفای ذهن خودمونم درجوابش بگیم.


زدن نداره که :)


دعوا هم قطعا نداره :)



#روسیه#

#پوتین#

#المان#

#هیتلر#

#نـــژاد پرســـــــــتـــــی#




پ.ن:

و صادق زیبا کلام و ناراحتیش موقع قلیان نژاد پرستی :)

پ.ن2:

فکر هایی که از نظر بقیه خطرناکن...

گفتنشون من باب ثبت شدن خیلی خوبه :)

پ.ن3:

و مایی که شاید به زبون بگیم عشق است ایران و ایرانی اما....

پای عمل که برسه من باب گرون نشدن همه جنسای یه مغازه رو خالی میکنیم.

که مثلا کمتر ضرر ببینیم..

بی توجه به اون بدبختیایی که میان و میگن بازار خالی است...!

فکری کنـید...!

پ.ن4:

کمی نژاد پرســتی باید :))

پ.ن5:

یه چندتا پست رو حذف کردم...سر مریضی...کرم نمیدونم :))

ولی یکیش دلیل داشت من باب صحبت های گرانبهای "هـ" :))

فکر کنم یر به یر شدیم بله ؟!

اون موقع شما حذف کردی الان من :)

پ.ن6:

محرم نزدیکه

پ.ن7:

فکر کنم تصمیم قطعی شد...به امید اینکه عوضش نکنم صلوات :))

پ.ن8:

اسم یکی رو اینجا دیدم فکر کنم میشناسم :)

ای بابا دنیا چقدر کوچـیکه :)

پ.ن9:

خواهرم داره غر میزنه با 12 سال سن که پاشو برام جلد کن

منم خیلی خبیثانه میگم برو تو اتاقت به حرفایی که زدی فکر کن :))

پ.ن10:

هیچی...من باب رند شدن :)

هاهاها :))







  • نار تی تی
  • جمعه ۱۶ شهریور ۹۷

دوست دیوانه و تمایلات خجالت اور :)


_عارفه به نظرت من امادگـی ازدواج دارم ؟!  :)


+ :/


_ نه جدیم..!


+باز رفتی رمان خوندی؟! :/


_میخوام نظرتو بدونم...


+نه به نظرم بچه ای هنوز و زوده برات :/


_ولی به نظر خودم امادگیشو دارم...


+ :/


_البته تو این دوره زمونه پسر خوب و پاکم پیدا نمیشه...باز دختر خوب هست اگه بگردی


+ کی گفته فمنیست خانوم؟! :/ پسر یکی از دوستای بابام ببینیش تمام تصوراتت بهم میریزه...


_کیو میگی؟!


+فلانی...


_وای وای...


+ یعنی چـــــِی؟!


_اگه خواستن منو پیشنهاد میدی؟!


+ خوبی تو ؟!  :/


_فلانی رو میگی دیگه ؟!


+اره :/


_واای وااای


+جدی هستی الان؟!


_ جدییم...



#حرفای دوست دیــوانه من#


(ایا او رد داده است؟)


( ایا او در مغز خود چیزی دارد؟)


(ایا دوستی با این فرد کار درستی است ؟)


(آیا دوستی با فرد بزرگ تر از خود کار قبیحی است و قباحت به بار می اورد؟)


(آیا مادرش اگر بفهمد او زنده خواهد ماند ؟)


# هـــعی :) #






  • نار تی تی
  • پنجشنبه ۱۵ شهریور ۹۷

توی جنگــل های...


باد که برایت با عشوه گری برقصد...


توی جنگل های شمال هم که باشی...


ماشین هم که اوج سرعتش را بگیرد...


از هیاهوی مردم که دور شدی...


تاریکی شب را با جیغ هایت خراب کنی و قهقه زنان با صدای کر کننده خواننده فریاد بزنی...


اسم خودت را توی  برگ برگ درختان دور و برت حک کنی...


سرت را هم کامل بیرون بگیری بی توجه به تذکر های پدرت...


به غریبه ها با لبخند نگاه کنی...چشم های گردشده شان را با خنده در ذهنت پس بزنی.


شرجی هوا را با تمام وجود نفس بکشی و با دستانت شاخه های بلند درختان پر اطرافت را چنگ بزنی...


درخشنده همچنان کوبنده فریاد بزندو تو هم ...


باد بپیچد و تو چشم ببندی...بخندی و بلند بخندی...


و بگویی "الهی شکر" بابت خوشبختی های کوچکی که دریغ نمیکنی از روح زخمی ادم های این عصر...


الهی شکر...



#خوشبختی های کوچک اما دلپذیر#

#امشب و تخلیه روانی#

#امشب و شمال و شمال و شمال#

#امشب و اوج نژاد پرستی عارفه گونه #

#امشب و  بازهم شمال را بوسیدن و روی تخم چشم گذاشتن#

#امشب و بهشت محل زندگی زیبای من#

#الهی شکر#

#و افسوس خاکستری های اذیت کننده#






  • نار تی تی
  • پنجشنبه ۱۵ شهریور ۹۷

نور و نان


خداوند به جبرییل گفت:سفره ای پهن کن و بران کلمه عشق و هدایت بگذار


و گفت:هرکس بر سر این سفره نشیند سیر خواهد شد.


سفره خدا گسترده تر شد،از این جهان تا ان سوی هستی؛ اما ادمها امدند و رفتند؛از وسط سفره گذشتند.بر کلمه و عشق و هدایت پا گذاشتند.


ادم ها گرسنه امدند و گرسنه رفتند.


اما گاهی فقط گاهی کسی بر سر این سفره نشست و لقمه ای نور برداشت و جهان از برکت همان لقمه روشن شد.


و گاهی فقط گاهی کسی تکه ای عشق برداشت و جهان از همان تکه عشق رونق گرفت.


و گاهی فقط گاهی،کسی جرعه ای از هدایت نوشید و هر که اورادید چنان سرمست شد که تا انتهای بهشت دوید :)



***


سفره خدا پهن است امادور ان هنوز هم چقدر خلوت است.


میکاییل نان قسمت می کند.ادم ها چنگ می زنند و نان ها را از او می قاپند.


میکاییل گریه می کند و می گوید:کاش می دانستید،کاش می دانستید که نور از نان بهتر است.



(عرفان نظر اهاری...پیامبری از کنار خانه ما رد شد)



پ.ن:این متن رو دوست داشتم...کلا کارهای عرفان نظر اهاری خوبن...مضمون عرفانیشون خوب تر!


پ.ن2:خواهرم داشت غر میزد من هنوز کتابام رو جلد نکردم :/ مامان چرا جلد نمیکنی؟! زهرا همه کتاباشو با اینکه دیرتر از من خرید


جلد کرد :/


مامانم: امشب مهمون داریم کلی کار دارم نمیشه بعدا.


خواهرم : اه یعنی چی الان زهرا بپرسه جلد کردی چی بگم ؟! :/


من: خب من برات جلد میکنم :)


خواهرم: تو کوچولویی اخه :)


من : من  چند سال ازت بزرگترم :/


خواهرم: :))


من : من تمام سال های مدرسه ام خودم کتابامو جلد میکردم


خواهرم: :))


من : فلفل نبین چه ریزه...


خواهرم : خب نصفشو تو جلد کن ^_^


من : :/


یعنی قدت کوتاه تر از خواهر کوچیکترت باشه جای فاصله سنی رو پـــــر میکنه؟! یعنی چی کوچولویی ؟؟؟!!


تهش میگه نصفشو خب تو جلد کــن....! عــــمرا !!!!


حالا شانسش در اومد دیلاق شد من مقصرمممممم؟!! ادم انقدر :/


هــعی :/


  • نار تی تی
  • چهارشنبه ۱۴ شهریور ۹۷

ادم های خاص


دوآدم خاص  تا به امروز در زندگی ام دیدم...


منظورم خوب بودن نیست...منظورم قطعا در چشم دیگران جذاب و کاریزماتیک نیست.


منظورم به معنای واقعی کلمه خاص بودن است...


یک دختر همسن خودم و یک شاید پیر پسر 38 ساله :)


خاص بودن ها هم فرق می کند...


یکی با افسردگی و منزوی بودن و رفتارهای سردش خاص میشود...


جوری که فکر میکنی این دختر بدون هیچ شور و انگیزه ای چطور زنده است؟!


چطور می شود انقدر منزوی زندگی را بگذراند...و به معنای واقعی کلمه منزوی !!!!


جذب او شوند پوکر فیس نگاه می کند...


بروند پوکر فیس نگاه می کند...


بخندد پوکر...


نخندند پوکر...


من سال ها قبل جذبش شده ام :)


جذب او و دیوانگی هایش...می گویند مشکل روانی دارد اما از نظر من او انسانی است فقط کمی متفاوت!


کمی به دل هر کس ننشینده...!کمی دافع هر چه انسان معمولی است!


او فقط کمی متفاوت می زند...نمیدانم...شاید هم به قول بعضی ها چرت می زند!


ولی برای من یکی سال هاست فقط خاص است و همین :)


دیوانگی است جذب ادم های خاص و دیوانه شدن ؟!


نمی دانم...شاید این هم نوعی دیوانگی است...!


وقتی برای دومین بار فردی  را دیدم که خاص تر از قبلی برایم نور بالا می زد با خودم چند لحظه ای ایستادم !


چطور می شود وقتی از فردی اکثریت جمع متنفرند تو خوشت بیاید و تاییدش کنی...؟!


جدای عقاید و مذهب و هرچه دیگر....!


خودش را تایید کنی...خاص بودن لعنتی اش را!


جایی گفتم خاص بودن وجود ندارد اما بعضی جاها عجیب وجود دارد...!


گاهی تو خودت در نزدیکی این خواص خاص می شوی...!


همین که از آن ها خوشت بیاید یعنی خاص و دیوانه شده ای!


یعنی از دست رفته ای ...!


جای تو حوالی تیمارستان منطقی تر به نظر می رسد :)


آن پیرپسر مو فرفری با موهای سیاه رنگش هم عجیب خاص است...


نبوغ بی نظیرش...آن میزان از هوش و گستردگی مغز در کنار از خودگذشتی برای خانواده و گذشتن از کلی پیشرفت ایا کار هر کسی است؟


کسی که ازدواج را جز حماقت نمی داند اما عکس دختر جوان سر لختی روی صفحه نمایش گوشی اش عجیب چشمک می زند :)


کسی که بارها ناراحتم کرد...


بارها کمکم کرد...


بارها متنفرم کرد از خودش...


اما هیچوقت فکر نکردم که او دیگر خاص نیست...او صد سال دیگر هم که بگذرد خاص می ماند...!


فردی با این میزان نبوغ و رفتار های انیشتین گونه و موهای نامرتب و مواجش تا ابد خاص می ماند...!


نماز نمی خواند اما به دور از مادیات خوش است...


راه به راه خدا خدا نمی کند...خیلی از احکام را هم زیر سوال می برد با آن منطق کج و کعله اش اما بازهم خاص است :)


دیوانه...دیوانه...دیوانه!


چند سال دیگر باید بگذرد تا ادم خاص دیگری را ببینم نمی دانم !


اما من از همه آن ها دیوانه ترم...!


مشکل دارم شاید...! که در هر جمعی از منفورترینشان خوشم میاید!


هرچه دیگران می گویند من عکسش را قبول دارم و این شاید نوعی لجبازی است؟! :)


نوعی داشتن علایق انحصاری است؟!علایقی که دیگر هیچ کس نتواند بگوید من هم دوستش دارم :))


از آن دختر جز من چه کسی خوشش می آمد؟! و جز من چه کسی از دوستی با او لذت می برد؟!


از آن پسر جز من چه کسی راضی بود؟!جز من چه کسی در اوج ناراحتی از زبان تند و تیز و بی ملاحظه اش باز هم در ذهنش تکرار


می کرد او فقط خاص است؟!


خواص هم عالمی دارند...!


دور و نزدیک ما هستند...!


همان کاریزمای لعنتی شاید باشد...!


نمی دانم...!


دلم برای هردویشان تنگ شده...!


از هردو با کدروت پنهانی جدا شدم :)


ولی دلم برایشان تنگ می شود...!


هرچند با خاص بودنشان تا مرز سکته و عذاب پیش ببرندم اما...


دلم برای همان خاص بودن ها و اذیت کردن هایشان هم تنگ می شوند...!


خواص زندگی من خوب بمانید...!


خوب؟! نه قطعا شما  خوب نیستید و خوب هم نخواهید شد :) بگذارید دیگران خوب باشند !


شما خاص بودنتان را به تاراج نبرند نعمتی است...!


فقط خاص بودنتان را !!!



پ.ن: یادگاری نوشت :))


پ.ن2:ادم های خاص دوست داشتنی حرص در ار لعنیتی کاریزماتیک دیوانه :)


پون3:داشتین از این خاص ها؟! داشتنشون سخته :) مثل ماهی لیز می خورن :) ولی لیز خوردن بزارین برن کنار معمولی ها اذیت میشن:)






  • نار تی تی
  • سه شنبه ۱۳ شهریور ۹۷

ایران بانک ذخایر معدنی :/ :(

ایران از مجموع ۱۵ کشور اروپایی بزرگ تر...

و ۳۸ برابر کل اروپا ذخایر معدنی...

و ۵۶ برابر ذخایر نفت و گاز کشف شده داره...

:/

بانک جهانی پیش بینی کرده ذخایر نفتی ایران ۱۵۵ سال دوام میاره :/


***


اونوقت ما خوشحال باشیم و شادی کنیم صادرات نفتمون ازاد باشه؟!

اونوفت ما باید خوشحال باشیم هسته ای پرپر شده؟؟!!!

اونوقت ما باید خوشحال باشیم وقتی ۱۰۰ سال دیگه کشورا گدایی انرژی خورشیدی رو میکنن و ما هنوز به فکر گسترشش نیستیم و به خزعبلات یه عده ادم ناجور گوش سپردیم؟؟؟

جای خوشحالی داره این همه ثروت داشته باشی تو کشورت وقتی مردم فقیرن؟؟وقتی دولت بی عرضست :/

دوران خوشحالی انگار به سر اومده :) 

پ.ن: عجیبه هنوز این همه جنگ و دعوا سر ایران و هسته ای و موشک و هزار درد دیـــگه؟؟؟موشکی رو بدیم الان گشنگیتون رفع میشه؟ :/

یکم یکم یکم هیجان پایین... بسه بازم بی فکری.

اول خودمو میگم...عارفه بسه بی فکری :)

پ.ن۲: چرا باور نمیکنیم خیلی از اقایون مسئول مشهور ممکنه جاسوس باشند؟؟چرا هنور بعضی ها انقدر متعصبن؟؟؟چشم نداری خواهر من؟؟؟

پ.ن۳: من خسته کوفته اومده از باشگاه بعد شنیدن کلی در افشانی یه عده ادم ســــه نقطه عزیز هم وطــن :)))

به قولی....سلام هـــــم وطــــن :)) 

پ.ن۴:لم جلو کولر :) هوا خوب...فقط اندکی درد عضلات که همیشگیه.



  • نار تی تی
  • دوشنبه ۱۲ شهریور ۹۷

زائران عراقی و حواشی اخیر (در شبکه من و تو)


 


دریافت

 

مدت زمان: 2 دقیقه 42 ثانیه

 

 
 
 
 
نجاح محمد علی(کارشناس امور خاور میانه و عراق) روی انتن شبکه من و تو در مورد رابطه کاهش ارزش پول در ایران و شایعات اخیر
 
درمورد خانه های تیمی و ایرانی هایی که به صیغه ی زائران عراقی در می ایند صحبت می کند.
 
توصیه می کنم ببینید. دو دقیقه و 40 ثانیه بیشتر نیست :)
 
و چند دقیقه ای بدون تعصب هیجانی به قضیه نگاه کنیم :/
 
قضاوت صددرصد با علما :)
 
من سکوت مـــــیکنم :))
 
 
  • نار تی تی
  • يكشنبه ۱۱ شهریور ۹۷
زنــدگـی اتفاق نادریــســت !

که برای بــعــضی از زنــده ها می افتد !