حجاب با اعمال شاقه


دوموضوع شاید هم عنوان اما با جزییات متفاوت این روزها من را دچار مشغولیت کرده !



****


بازیگر سریال پدر با پخش عکس های مدلینگ تو صفحه شخصی اش سر و صدا کرد...


طوریکه حتی صحبت از حذف ریحانه پارسا در سری دوم پدر شد.


کاری به حواشی ریز و درشت و مزخرف سینمایی ها ندارم اما واکنش عجیب این دختر بعد از  حواشی ایجاد شده جای بسی فکر دارد.


"این عکس ها صرفا توجیحی است که ریحانه با لیلای سریال پدر فرق داره وگرنه.... و غیره "


این فرار از شخصیت یک نقش  متحول شده مذهبی که شاید پیش عده ای هم اندکی محبوبیت بدست اورده باشد یعنی چه؟!


برچسب مذهبی بودن انقدر نچسب است ؟!


انقدر تکرار یک نقش صرفا مذهبی برای بازیگر ملال اور است ؟! :/ حتی اگر با آن دیده شود؟!


این سوال ها زنگ زیاد می زنند در ذهن :)


کاری به نوع پوشش ندارم...قطعا هرکسی ازاد است !


اما این جمله که "توجیح شبیه نبودن من بود و لیلا" زیادی برایم ابروبالا دهنده بود :)


شاید هم باید گذاشت پای سن کم و رفتن در جو و فضا و پایین نیامدن :)


به هر حال هرچه که باشد...


مسئله در ذهن پیش می آید...آن هم گاهی با یک جمله !!!!



پ.ن:روزنامه جام جم نوشت : لیلا داری اشتباه می کنی !!!!!   :)



***


و خواهران منصوریان که به تازگی بعد از نقره مسابقات اسیایی توی مصاحبه ای گفتند که سال ها پیش الهام چرخنده نامی بود و وعده ی


100 میلیون تومان پول و ماشین و خانه و وسوسه شدن ما در ازای گذاشتن چادر :)


از همان سال ها که الهام چرخنده پای چادر را وسط کشید برایم همیشه جای سوال بود !


قایم شدن یا پناه اوردن؟!


سوالی که هیچ وقت جرئت پاسخ دادن آن را به خودم ندادم ! فقط همیشه و هنوز کنجکاوم راجع به قصد اصلی این جلسات و چادر و ...!


پای سیاست یک عده در میان بود یا او خود به تنهایی بار این قضیه را به دوش می کشید ؟!


این ها قطعا جواب دادنش امکان پذیر نیست.


اما طرح سوال تا دلتان بخواهد مجاز است و مجاز است و مجاز :))


بازهم کاری به صحبت های چرخنده بعد از این مصاحبه ندارم :/ و ایه قران و دوری از قضاوت !!!


ولی سوال سوال سوال...


چادر در این کشور اسلامی انقدر باید حقیر شود که با پول بکنیم سر یک ورزشکار که بعد ها بگوید علاوه بر پول لباس یک پول چادر هم به


خرجمان اضافه شد ؟!


و رسوایی و رسوایی و رسوایی ...!


و سوال هایی که همچنان زنگ می زنند و فقط میشود طرحشان کرد...!


تعجب کرد...افسوس خورد و گاه خندید...!


جواب دادنشان میشود قضاوت لابد :)


بحث آنجاها که برسد خیلی ها آیات قران را حفظ اند و این زیادی  خوب است انگار :))









  • نار تی تی
  • يكشنبه ۱۱ شهریور ۹۷

داری میای...شناسایی شدی :)


قصد نداشتم در عرض  یه روز دومین پستم رو هم بفرستم اما یه خـبر باعث شد نتونم ذوقمو ثبت نکنم :)


"یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور          کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور "







واژه کم اوردم برای اثبات احساسم :)


داری برمیگردی رفیق :)


دیگه مفقودالاثر نیستی برادر :)تموم شد...میدونم اینجوری خودت راضی تر بودی اما به بقیه هم فکر کن :(


همین دوسال نبودنت کافی بود.


درست دارم میگم؟!نمیدونم :) فقط میدونم 21 فروردین 95 بود که خبر شهادتت تو خان طومان رو دادن...


خوش اومدی مدافع حرم :)


خوش اومدی با غیرت :)


خوش اومدی که خبر اومدنت درست حوالی عید غدیر رسید ســـید :))


خوش اومدی که داری با اومدنت دل خیلیا رو به ولوله میندازی :)


چه حالی دارن خانوادت :) چه حالین اونا :)


دم شما گرم با مرام :))


وعده ما موقع اومدنت تو مراسمت :))


حرف ها دارم برای گفتن :( باید گوش شنوا داشته باشی مثل همیشه :)


منتظرم...منتظریـــــم !





  • نار تی تی
  • جمعه ۹ شهریور ۹۷

شناخت لورنس از اعراب

سلام...!


اسم کتاب : دربار شیطان (پیدا و پنهان شکل گیری وهابیت )


تعداد صفحات :299


نویسنده :دفتر پژوهشهای موسسه کیهان


انتشارات:کیهان


توضیح اینجانب: کتابی درباره تاریخ عربستان و چگونگی  جدال دو تا ازقبیله های بزرگ عربستانه....و چگونگی قدرت مندی ال سعود...


حضور پررنگ امریکا،انگلیس و سایر کشور ها در خاک عربستان...پررنگ شدن امور نظامی...و شکل گیری و تشدید وهابیت !


بخشی از کتاب دربار شیطان :


لورنس به گفته خودغریبه ای بود در میان اعراب که نه می توانست مثل ان ها فکر کند و نه قادر بود عقایدشان را درک کند اما با این حال


موظف بود ان ها را رهبری کند تا هر حرکت از سوی ان ها تا جایی که مقدور بود به نفع جنگ و برای انگلستان تمام شود.


شناخت او از اعراب اینگونه بود :


"عرب ها  می توانستد چون عروسکی بر روی رشته نخی به سوی ایده ای  سوق داده شوند زیرا که اندیشه ان هادرگرو تعهدی نبود و لذا


خدمتکاران مفیدی میشدند.هیچ یک از ان ها از عهد خود تا به دست اوردن پیروزی روی برنمیگردانید و وظیفه اش را فراموش نمیکرد.


و بعد آن ایده از بین می رفت ودیگر جز تباهی چیزی نمی ماند"


به نظر لورنس:


"میتوان آن ها را بدون کمک مذهب با نشان دادن ثروت های زمین و لذت های موجود در ان به چهار گوشه ی گیتی کشاند ولی اگر در راهی


که به این شیوه راهنمایی میشدند،پیامبری از عقیده ای را ملاقات می کردند که حتی جایی برای سرنهادن نداشت ، و برای قوت لایموتش


به عطایا و پرندگان نیازمند بود،همان جا تمام ثروت دنیا را برای الهامات وی رها می کردند"


"آن ها چون کودکان اصلاح ناپذیرند...ایده ها سست و در برابر تشخیص رنگ ها کورند"




پ.ن : جلد 50 ام نیمه پنهان :)



کتاب خوبیه...!
این متن بخشی از کتابه که دوست داشتم :)
البته بخش های خوب زیادی داره :)
مطالعه کنید...پشیمون نمیشید :)
یاعلی



  • نار تی تی
  • جمعه ۹ شهریور ۹۷

قتل...!

حس قتل دارم...

خون...مرگ...فریاد !

شاید هم چیزی شبیه به یک دیکتاتوری محض !

به یک پرزیدنت امریکایی سیاستمدار !

به ناشناخته ای عمیق و مرموز !

بی دلیل که نه...اما بی منطق...!

زیباست !

همین رویارویی نفس گیر منطق و احساس زیباست...!

قتل زیباست...

قاتل زیباتر...

مقتول اما زیادی تنفر امیر...

چیزی شبیه جغد نحس شومی که شب ها چشم هایش را مبارزه طلبانه به رخ می کشد...

باد می وزد...

ناخوشی ام اوج می گیرد و می رسد به نقطه تلاقی من و باد !

چشم هایم را از او بر می دارم...

باد زوزه می کشد...

من چشم می بندم...

گاهی یک حرف جای مقتول را عوض می کند...!

به همین سادگی...!


"نارتی تی "


پ.ن:دوست 94 ساله ام سیده :)

یه مادر شهید عزیز و دوست داشتنی و پر از نظر همه چی...

امروز چشم به راهم بود :( من بی لیاقت نرفتم دیدنش :(

سریال دانلودی لعنتی جدیدم باعث شد خواب بمونم و نتونم با پدربزرگم برم دیدنش.

ناراحتم :(

اونم هست ؟! :(

نباشه خدایا...

دفعه بعدی میرم جبران می کنم...فرصتشو بده.

پ.ن2: جاییی نرفتم امروز ولی خیلی ها برام عیدی فرستادن :)

از مال همشونم قشنگ تر برای همین سیده خانوم جیگـــر 94 سالم ام بود :)

مخلصشم خدایا...فرصت بده فقط...یه فرصت طولانی و خوب :)

  • نار تی تی
  • پنجشنبه ۸ شهریور ۹۷

روح و جان همه تویــی :)



چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند / بردند به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی / آن را به محبت علی بخشیدند


*عیدتون مبارک*



پ.ن: این عید خیلی عزیزه :) برای خیلی ها :) پس مبارک و شادباش :)

پ.ن2:کاش کاش کاش...  :) ولی خب نـــیستم :)

پ.ن3:امروز وای فای کلا قاطی بود...یکی اومد درستنش کنه از نمایندگی،به بابام توضیح دادم مشکلات این داغونو :/ جناب گفت اصلا امکان نداره.

گفتم اقاجان این سرعتش طبق قرار باید 8 مگ باشه اما این چند روز دان بخوای بکنی 10 kb...

گفت امکان نداره :/

گفتم این حتی یاهو رو باز نمیکنه...

گفت امکان نداره :/ بعد راست راست بدون اجازه رفت تو ایمیلم گفت اینا این که توشین :/

گفتم منظورم خود یاهوهــــه  :/

گفت کدوم سایت میرین مگه ؟! :/

گفتم این و این مثلا...

گفت: یکیشو دان کن ببینم چطوره.

منم با اعتماد به نفس کامل یه دویست مگی رو زدم و طرف هنگ کرد با دیدن سرعت داغون و وضع باز شدن دانلود منیجر :))

سرمو سمتش کج کردم ک یعنی سرعتشو ببینم :)

گفت:بله بله حق با شماست...من پیگیری می کنم.

گفتم:درسته؟!

گفت:بله بله حل میشه تا شنبه

(تا یه ساعت مشغول مخ خوردن بابام بود که اصلا امکان نداره...دقیق یه ساعـــــت.من دیگه رفتم اونور ساکت شد به حمد خدا :) هاهاهاها :)

زندگی اصلا سخته با این وضع نــت :/

پ.ن4: خدایا عاقبت همه مارو به خیر کن :)

پ.ن5:خدایا من رو ادم کن :)

پ.ن6:خدایا سلام مارو برسون به یدالله ات :))



* یاعلی *

  • نار تی تی
  • پنجشنبه ۸ شهریور ۹۷

محبت های کلامی عجیب غریب :)

بابام به من میگه کارت تجارت من ...

به خواهرم میگه کارت مسکن من ...

یعنی چی اخه گوگولی :)

ای ای ای :))



پ.ن : حساب بانکــی شمایی پــدر...بانک مرکزی شمایی...کعبه و بت خانه بهــانه است :))

پ.ن2:دیشب با داییم اینا بودیم بیرون من باب خوردن غذا و کته و کباب و وای وای :) اون دختر داییم مسِیله ام بود یعنی :/ ادم

انقدر میخنده ؟! :/ ادم انقدر...استغفرالله :)

پ.ن3:بعد نمیدونییییی یه ته دیگ سیب زمینی لعنتی هم رو برنجش بود که مــردم براش :)

پ.ن4:یه پسر جوونی رو دیدم...اومد سلام و احوالپرسی کرد...گفت شناختین؟!فلانی ام.گفتم بچه فلاان فلانی؟! گفت فلان فلانی

نه! فلانی !!! همون فامیلی رو که گفتم دوباره تکرار کرد جناب گــیج :)

پ.ن4: از شال متنفرمممم ... حیف روسری و مقنعه نیس واقعا :/ دیشب اصلا معنی شال گذاشتنم چی بود خدا میدونه...تا اخر

شام دستم رو سرم بود هی ور میرفتم باهاش...شال انقدر شل اخه؟! :/ انقدر بی هویت ؟! :))


  • نار تی تی
  • چهارشنبه ۷ شهریور ۹۷

موج بیداری


سلام...!


نام کتاب: موج بیداری

(بازخوانی گفتمان  انقلاب و دولت ها پس از انقلاب )


ناشر: موج اندیـشه


نویسنده :عبدالحسین محمودی


توضیح:

تاریخ انتشار این کتاب برای سال 88...

گفتمان ها و دیدگاه های سیاسی دولت های مختلف رو خیلی خوب بررسی می کنه.

از اولین دولت یعنی دولت مهدی بازرگان_گفتمان لیبرال میانه رو...

ابوالحسن بنی صدر_گفتمان لیبرال مدرن...

محمد علی رجایی_گفتمان محرومیت زدایی...

میرحسین موسوی_گفتنمان حمایت از مستضعیفین (در منصب نخست وزیری)

هاشمی رفسنجانی_گفتمان سازندگی

سید محمد خاتمی_گفتمان توسعه سیاسی

محمود احمدی نژاد_عدالت اجتماعـِی.

نویسنده کتاب به نظرم جایی که باید تاریخو روایت کنه کامل این کارو میکنه

بدون ذره ای دخالت منطق سیاسی خودش به شخصه در مورد اون دولت و گفتمان.

که خوندن این کتاب برای هر کسی با هر دیدگاه سیاسی زننده نخواهد بود :)


پ.ن: اگر وقتشو دارید...

حتی اگر علاقشو ندارید...

پیشنهاد می کنم حتما این کتاب رو بخونید...

من که بعد از خوندنش حدود دوسال پیش احساس رضایت کردم...

و اگه الان بازم وقت پیدا بشه می خونمش...

خلاصه یه پیشنهاد دوستانه بود :)



یاعلی :)





  • نار تی تی
  • سه شنبه ۶ شهریور ۹۷

سیاست انتقاد پذیری پوشالی




تا به حال شده به فضای بازی که توی این دو سه سال اخیر توی دولت دوازدهم برای حرف زدن ایجاد شده دقت کنید؟!

اونم نه تو هر برنامه و محفلی...

نه توسط هرکسی...

اقای رشید  پور شبکه سه رو قبضه کرده...صبح...بعد از ظهر...!

قبل از این مهران مدیری...

و جدیدا هم فاز سیاسی گونه عروسک خندوانه من باب مطرح بعضی مسایل...!

این یکهو باز شدن فضای حرف زدن (نسبت به سال های پیش و دولت های قبل) جای هیچ سوالی براتون نداره؟!

اینا همــش جریانه :)

یه جریان ریز و نرم و هوشمندانه برای دفاع از مهره ی سوخته اصلاح طلب ها برای انتخابات بعدی...!

میپرسین چطور؟!!!

مشخصه...!

این فضا دقیقا از کی انقدر باز شد؟! ( هنوز محدودیت های زیادی داریم و ازادی بیان اونطور که باید در جاهایی که باید وجود

نداره...منظور از این باز بودن فضا قطعا یک باز بودن نمایشیه :/ )

از موقع شروع خرابکاری های واضح و گیج کننده مسِولان...!

از زمانی که حرف از عبور از فلانی کــلید خورد...!

اصلاح طلب ها عجیب باهوش اند :)

حتی اپسیلونی به شعار های اعتقادیشون جز اون هایی که براشون مفیده عمل نمی کنن...

اما این مورد :/

ساده بودن  فقط و فقط چهار بخشه...

ساده نباشیم و از این فضای باز خیالی که برای اهداف سیاسیشون ترتیب دادن حمایت نکنیم.شاید بگین کی حرف از حمایت زد...تو

این برحه و با این وضع حق مسلم همه است انتقاد.

ولی بحث من سر الان نیس...

بحث سر انتخابات بعدیه...که این شو بخواد اجرا شه.

کم کم چراغا تو ذهن یه عده روشن میشه که اع راست میگن...ازادی بیان...چقدر برنامه های انتقادی... :/

و دوباره اشتباه و اشتباه و اشتباه...

یه جمله ای هست که من شدیدا بهش معتقدم...

همیشه حق با اکثریت نــــیست...

مثل دوسال پیش :/

یه مهره ی دیگه میاد :) شیک و مجلسی با شعار های خوشایند یه عده و کوبوندن طبل انتقاد پذیری و باز سادگـــــــی :/

و باز حمایت یک سری سلبریتی...

و تهش گفتن: ما گفتیم میخواستین قبول نکنین !(اعوذ بالله من الشیطان الرجـــیم :) )

حرف هایی جدیدا شنیدم در مورد این فضای باز خـــــیالی...

که واقعا جای تاسف داره برای این فکر کوچک و بسته :/

خام نــــباشیـــــم...!

"سیاست بلـــدی میخواهـــد که خیلی هامان نداریم :/ "


پ.ن: فردا رییس جمهور باید توی مجلس توضیح منطقی بده !!!

البته اگر بازهم به شیوه های مختلف زیر میزی این صحبت ها به حاشیه نره...



یاعلی
  • نار تی تی
  • دوشنبه ۵ شهریور ۹۷

خود سانــسوری!

چند وقتی است به این فکر می کنم که این من همان من است؟!


همانی که توی تار تاراین بدن عجین شده؟!


و یا صرفا یک شوی نمایشی است برای حفظ عرف های جامعه؟!


اصلا ادمی پیدا می شود که همانی نشان دهد که باشد؟!


مثلا اگر شیطنت دارد،شیطنت کند...


با زور و فشار نخواهد با جلف بازی های بچگانه خود را


پر از شور و شوق جوانی نشان دهد :/


یا اگر به عقیده ای شدیدا معتقد است جلوی عده ای


سکوت نکند...


مگر می شود؟!


همه ما  به نوعی درگیر عرف های درست و غلط جامعه


و نگاه تیزبین اطرافیان هستیم :/


مثلا کافیست یک جا از دستمان در برود و خود واقیمان


باشیم :/


شاید از سر حواس پرتی...


شاید دل تنگی برای من واقعی...


شاید هم به امید پیدا کردن شخصی که خودمان را بخواهد


از خودمان خوشش بیاید ...


کنارمان با ذوق بنشیند و بگوید:


تا به حال کجا بودی بنده خدا؟!


تو در این حوالی معجزه ای :)


اما فقط کافیست از دستمان در برود و خودمان باشیم.


نگاه ها...


نگاه ها...


و نگاه ها...


شاید فکر کنی مگر اصلا می شود جوری که با دوستت هستی


با یک فامیل دور یا نزدیک و یا یک غریبه هم باشی؟!


قطعا تو بیشتر جلئی کسی خودت هستی که با او صمیمی تری


اما همه ما راز هایی داریم...


ستار بودن رفیق ان ها را پنهان می کند...


طرف نمی فهمد فلان خصلت را ما داریم...


چون اصلا نشانش نمی دهیم...


می گذاریم طرف را که قشنگ گیج و منگ کردیم...


ناک اوتش کنیم و پا روی خرخر ه اش بگذاریم و بگوییم:


دیدی من متظاهر تر بودم؟! :)


ما انسان ها دیوانه ایم؟!


این همه دورویی از چیست؟!


واقعا تایید دیگران انقدر مهم و حیاتی است؟!


تاییید خودمان پس چه؟!


مهم این نیست که اول خودمان و خدایمان راضی باشیم؟


دیگران چه ربطی به این موضوع دارند؟! :/


دیوانگی است به والله این همه تقلا برای خود را


(خاص) نشان دادن :))


زمانی خاص می شویم که خودمان باشیم...


وقتی همه نقابی بر چهره دارند...


آن وقت شاید خیلی ها دیگر نباشند اما...


شاید زد و شد...


پیدا شدند کسانی که خود واقعیت  را خواستند...


حس بهتری نیست؟! :)


پیش کسی بتوانی خود خودت باشی ؟! :)


بدون هیچ سانسوری؟!


این یک نعمت نیست؟!


به واقع کداممان داریم؟!


کداممان از حقیقت تلخ درون هم استقبال می کنیم؟! :/


شاید انگشت شمار باشیم...


اما...


مردم بیشتر دنبال دروغ های شیرینند تا


حقیقت های تلخ... :)


امان...


امان...


امان...


"نارتی تی "





  • نار تی تی
  • دوشنبه ۵ شهریور ۹۷

خدا گاهی حرف میزنه :)

قولی داده بودم به رفیــق جان...


اما هوس شکستنش بدجور امروز تو جونم افتاد :(


ای ادمــیزاد :/


با همین فکر تو سرم بودم چند ساعت...


دم غروب قران رو وا کردم یکمی بخونم...معنی یه ایــه دیوونم کرد...


من و کما این روزااا یه روحــیم :/


(الذین ینقضون عهد الله من بعد میثقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولیک هم الخسرون)


(کسانی که عهد خدا را پس از محکم بستن می شکنند و رشته ای که انان را امر به پیوند ان کردهمی گسلند ودر زمین و

میان اهل ان فساد می کنند به حقیقت ان ها زیانکارترین عالم هستند)



*ایه 27 سوره بقره *



پ.ن: نشونه نشونه که میگن ایناستا:)


یعنی کف من بریدست الان :/


پ.ن2: جــــــــــــیییییغغغ :)))


پ.ن 3: عارفه تو کما و متفکر :)


پ.ن 4:عارفه و دو و بیست و پنج بامدااد


پ.ن5: عارفه مورمــــوری :)))





  • نار تی تی
  • يكشنبه ۴ شهریور ۹۷
زنــدگـی اتفاق نادریــســت !

که برای بــعــضی از زنــده ها می افتد !