۲ مطلب با موضوع «تاریخی» ثبت شده است

هـیتلر...






سوم دبیرستان که بودم با یکی از هم کلاسی هام زیاد سر المان جنگ جهانی دوم حرف میزدیم.


تو پله های بعدی روسیه بود و...!!!


ولی یادم نمیاد هیچکدوممون...نه من و نه اون از هیتلر بد گفته باشیم :)


این یعنی اوج خباثت یا دیوونگی رو نمیدونم :)


اون دوره برامون جذاب بود که این همه شجاعت و نترسیدن تو یه رهبری باشه...


حالا جدای خشونت...و کشتار 40 میلیون ادم و...!!!


دوستم میگفت نژاد پرستی هیتلر فلان و بهمان...!


اما اون دوران از نظر من  سرپرست یه جایی...نه صرفا جامعه!!


باید نژاد پرست باشه...!


باید باید و باید...!


نه کوبوندن نژاد های دیگه...!


نه نابودی اون ها...!


ولی نژاد پرستی نژاد خودش چرا که نه...!


این تفکر سر خوندن تاریخ روسیه هم شدت گرفت :)


و من چقدر کیف میکردم  با اینکه روسیه و روسیه و روسیه :)


مردمی که انگلیسی به زور صحبت می کنن :)


میدوننین؟! این ها شاید صرفا یه سری جمله ها باشه که بیاد بیرون از مغز


و بعد تو بگی اینا مال منــه ؟!


من انقدر خطرناکــم ؟! :)


و جواب همه اینا یه سکوت گــنگـ و در عین حال قشنگه :)


تو ذهن همه یه ادم خطرناک عجیب هست...


گودزیلای درون :)


که تو میگی این منم؟!


و این تویـی :)


***


پوتین که برات راضی کننده باشه نگاه ها یکمی ملایم تر میشه :)


اما تا حرف از نفی یه چیزا و شاید تقدیس یه چیزا میاد دوباره نگاه ها چپ چپ میشه :)


رضایت 90 و خورده ای درصدی مردم  از رییس جمهور روسیه یعنی اوج صحت به گودزیلا طوریای من :)


شاید با کمی نگاه چپ چپ و انتقادات شدید به خاطر همچین چیزی...!


ولی همچین چیزی وقتی هست، چپ چپ نداره :)


یکمی به حرفای ذهن هم گوش بدیم...فوقش حرفای ذهن خودمونم درجوابش بگیم.


زدن نداره که :)


دعوا هم قطعا نداره :)



#روسیه#

#پوتین#

#المان#

#هیتلر#

#نـــژاد پرســـــــــتـــــی#




پ.ن:

و صادق زیبا کلام و ناراحتیش موقع قلیان نژاد پرستی :)

پ.ن2:

فکر هایی که از نظر بقیه خطرناکن...

گفتنشون من باب ثبت شدن خیلی خوبه :)

پ.ن3:

و مایی که شاید به زبون بگیم عشق است ایران و ایرانی اما....

پای عمل که برسه من باب گرون نشدن همه جنسای یه مغازه رو خالی میکنیم.

که مثلا کمتر ضرر ببینیم..

بی توجه به اون بدبختیایی که میان و میگن بازار خالی است...!

فکری کنـید...!

پ.ن4:

کمی نژاد پرســتی باید :))

پ.ن5:

یه چندتا پست رو حذف کردم...سر مریضی...کرم نمیدونم :))

ولی یکیش دلیل داشت من باب صحبت های گرانبهای "هـ" :))

فکر کنم یر به یر شدیم بله ؟!

اون موقع شما حذف کردی الان من :)

پ.ن6:

محرم نزدیکه

پ.ن7:

فکر کنم تصمیم قطعی شد...به امید اینکه عوضش نکنم صلوات :))

پ.ن8:

اسم یکی رو اینجا دیدم فکر کنم میشناسم :)

ای بابا دنیا چقدر کوچـیکه :)

پ.ن9:

خواهرم داره غر میزنه با 12 سال سن که پاشو برام جلد کن

منم خیلی خبیثانه میگم برو تو اتاقت به حرفایی که زدی فکر کن :))

پ.ن10:

هیچی...من باب رند شدن :)

هاهاها :))







  • نار تی تی
  • جمعه ۱۶ شهریور ۹۷

شناخت لورنس از اعراب

سلام...!


اسم کتاب : دربار شیطان (پیدا و پنهان شکل گیری وهابیت )


تعداد صفحات :299


نویسنده :دفتر پژوهشهای موسسه کیهان


انتشارات:کیهان


توضیح اینجانب: کتابی درباره تاریخ عربستان و چگونگی  جدال دو تا ازقبیله های بزرگ عربستانه....و چگونگی قدرت مندی ال سعود...


حضور پررنگ امریکا،انگلیس و سایر کشور ها در خاک عربستان...پررنگ شدن امور نظامی...و شکل گیری و تشدید وهابیت !


بخشی از کتاب دربار شیطان :


لورنس به گفته خودغریبه ای بود در میان اعراب که نه می توانست مثل ان ها فکر کند و نه قادر بود عقایدشان را درک کند اما با این حال


موظف بود ان ها را رهبری کند تا هر حرکت از سوی ان ها تا جایی که مقدور بود به نفع جنگ و برای انگلستان تمام شود.


شناخت او از اعراب اینگونه بود :


"عرب ها  می توانستد چون عروسکی بر روی رشته نخی به سوی ایده ای  سوق داده شوند زیرا که اندیشه ان هادرگرو تعهدی نبود و لذا


خدمتکاران مفیدی میشدند.هیچ یک از ان ها از عهد خود تا به دست اوردن پیروزی روی برنمیگردانید و وظیفه اش را فراموش نمیکرد.


و بعد آن ایده از بین می رفت ودیگر جز تباهی چیزی نمی ماند"


به نظر لورنس:


"میتوان آن ها را بدون کمک مذهب با نشان دادن ثروت های زمین و لذت های موجود در ان به چهار گوشه ی گیتی کشاند ولی اگر در راهی


که به این شیوه راهنمایی میشدند،پیامبری از عقیده ای را ملاقات می کردند که حتی جایی برای سرنهادن نداشت ، و برای قوت لایموتش


به عطایا و پرندگان نیازمند بود،همان جا تمام ثروت دنیا را برای الهامات وی رها می کردند"


"آن ها چون کودکان اصلاح ناپذیرند...ایده ها سست و در برابر تشخیص رنگ ها کورند"




پ.ن : جلد 50 ام نیمه پنهان :)



کتاب خوبیه...!
این متن بخشی از کتابه که دوست داشتم :)
البته بخش های خوب زیادی داره :)
مطالعه کنید...پشیمون نمیشید :)
یاعلی



  • نار تی تی
  • جمعه ۹ شهریور ۹۷
زنــدگـی اتفاق نادریــســت !

که برای بــعــضی از زنــده ها می افتد !