گودزیـــلای لــمـ ــیده بر ذهـن

بار سوم...

اسمش بار سومه...ولی خیلی بیشتر از این تعداد باعث افسردگی،دلمردگی،و حس بیچارگی من شدی!

بعد از دومین بار فکر میکنم یادته که گفتم اصلا !دیگه امتحانش نمیکنم.مگه من چقدر عمر میکنم که نصفشو بخوام تو فاز

دپ و هی نرسیدن باشم؟ ولی در کمال فضاحت با یه سری استوری سریالی ویکی وسوسه شدم و این به اوج رسید و

یهو شد اونچیزی که الان شاهد نتیجه اشم. برای سومین بار ! البته به ظاهر.

خیلی چیزا فدای تو شد.

میگی چی؟ چی بیشتر و ارزشمندتر از عمری که دیگه برنمیگرده.

و این روزهایی که بیدار میشم...

یه لیوان بزرگ نسکافه با دوتا شکلات بیسکوییتی ترجیحا تلخ میخورم.

بعد فیلم دیدن رو شروع میکنم تا ناهار.

بعد از ناهار دوباره فیلم میبینم و همزان دانلود میکنم. یه روز درمیون هم اگه دلم برای خودم بسوزه قبل حموم میرم ورزش

میکنم وبعد دوباره تا نصفه شب و فیلم !

خیلی چیزا حس میکنم بیخود فدای تو شد...

اها واضح ترینش به چز اضافه وزنی که هر بار پیدا کردم چون هر بار استرس میگیرم فقط میخورم :)

این بود که هر بار از هرچی اعتقاد و ... داشتم و نداشتم دورتر شدم !

نمیدونم خوبه یا بد. درسته یا غلط. ولی اینطوریه.

توام خودت حتما میدونستی و باز جلوشو نگرفتی. گذاشتی من اخرش ول کنم :))

میتونستی !خب؟

تو اگر خدایی میتونستی کاری کنی من ول نکنم ! میتونستی اما نکردی !

دلم برای اون همه زحمت خیلی میسوزه ! خیلی هاااااا! برای اون همه تغییر! خیلییییییی! برای اون همه دوستایی که

از دست دادم! خیلییییییی!

اینم مهمه...

من فکر میکنم نزدیک 98 درصد دوستامو از دست  دادم :)

قمار کردم و ته این قمار همیشه باخته ! برای من البته!

تو برای عزیزانت میتونی و میخوای که پارتی بازی کنی و میکنی!

تو این وضعیت تنها چیزی که دلم میخواد این بود که دوستام بودن... این همه فاصله نمی افتاد... میتونستم راحت

دوباره یه سری کلیپای مزخرف و خنده دار اینستا رو هی فوروارد کنم براشون ... اما الان یه فاصله خیلی یخی

افتاده این وسط که هیچ جوره نمیشه پرش کرد...!

بار دوم کسی رو بهش میگفتم بهترین دوستی که تا الان داشتم رو از دست دادم!

بار سوم اما سونامی بود :)))))

یکی میره یکی میاد... بحث نبود دوست نیست...بحث نبود یه سری دوستای خاصه که تو باهاشون خاطره داری.

و دلت نمیخواد هی جاشونو با افراد جدید پر کنی.

شاید قبل تر این کار برام جذاب بود که ادما رو راحت کنار بذارم و بعدش به کارم افتخار کنم که واو من به هیچکس

وابسته نیستم و میتونم راحت همه رو کنار بذارم با کوچیکترین خطا!

اما الان ناراحت کننده است برام!

اون همه خاطره :( اون همه خنده اون همه اولین بار هایی که با یه سری ها تجربه کردم قرار نیست دوباره تکرار شه.

حتی اگر هم بشه حتی اگر از ورژن اولش بهتر باشه ولی با اون افراد قبلی که نیست.

اوفففففففف....

باید برم کمک.... صدام کردن....

فردا جشن داریم...

دلم میخواد کتابایی که سفارش دادم فردا برسن... کاش فردا برسن تا خودم به خودم کادوشون بدم :)

زنمو بهترین کادودهنده زندگیمه !

یادشه من چی دوست دارم و هر سال همون رو میخره :)

واقعا از این همه عشق سپاسگذارم!

و متاسفم که نمیتونم این عشق رو نسبت به بچه اش داشته باشم :/

100 رو نصفه رها کردم برای بار دوم :))))

فهمیدم بلامی میمیره و دیگه ارزشی برام نداره...

کلارک آی هیت یو سو ماچچچچچچچ :/ کثافت.

تمام.

 

تکراری

دیگه وقتی ی استوری یا پستی یا هرچی ر ک باز میکنم و توش داره میگه اینجا کجا بود من ب دنیا اومدم 

یا ببین این مشکل...

اع اون مشکل...

وای این مشکل جدید...

و و و و و ....

میدونی خسته شدم؟خودتون خسته نمیشید؟

اجتماعی بودن و مشارکت توشو میفهمم ولی این همه انرژی منفی از کجا میاد ؟؟؟!!!!واقعا فکر میکنی خیلی مفیده این هی گفتن تو؟؟؟؟

اگه میت وتنی کاری بکنی بکن.

دمت گرم.

اگر نمیتونی لاقل ضربه نزن.

میگی ب کی؟

به روحیه ی عده ... به روز ی عده... ب ضمیر ناخودآگاه یه عده...

واقعا دیگه خسته شدم انقد کلمه اپلای رو شنیدم...

دارین مسخره بازی در میارین؟؟؟ :)))

انقدر شنیدم که چیزی که خودمم بهش فکر میکردم الان برام این شده ک یعنی چی همه میگن هی اینو...بابا فرش قرمزی چیزی پهنه؟ :)همه الان نخبه این ؟:) 

ولم کنید حقیقتا خیلی تکراری شدین...

یکم حس خوب میتونین بدین نمیتونید؟!

انقدر سختههههههه؟فقط باید هی همه چیو سخت ترش کنین؟

و جوری حرف بزنید ک انگار فقط و فقط خودتون مشکلاتو میبیند و وظیفه دارید بیاید برای بقیه ام روضه بیچارگی و فلاکت بخونید!!!!

چقدر این دلسوزی های بعضیاتون شبیه قضیه دوستی خاله خرسه به نظر میاد.

بسه واقعا هر استوری هر پست ی محتوای تکراری ی غر ی هشتگ ی کوفت ی زهرمار...

تمام علاقه من ب سیاست و علوم سیاسی رد این بازی های زرد و تکراری و فاقد فایده ی عده همیشه مدعی شدیداااااااا نابود کرده...

اردشیر کاظمی چ حرف خوبی زد:

تو آلمان بدترین فحش اینه ب یکی بگی بیکار...

بیکاری خیلی بده... آدم بدون کار میمیره. . حرف زدن رو بذاریم برای اونایی که کارشون حرف زدنه... کار کنیم...کار کنیم...یه کاری کنیم!!!!!

 

 

پ.ن: بی ربط ولی ونوم دیدم ! یکشو! خیلی دوست داشتم!خیلی!فردا دومیشو هم میبینمممممم

لعنتی خیلی واقعا خوب بود :/

 

Negative

اینکه صبح پاشی گوشی رو باز کنی ببینی تو گروه پیام اومده و توام ببینی اوکی کسی منو منشن نکرده پس با من کاری ندارن اما بعدش میری سر میزنی شاید کمکی چیزی لازم بود و بعد میبینی دختره دیوانه در کمال رو میاد ور ور حرفاشو میزنه و ایراد میگیره...!!!

تو مثلا هدفت اصلاح بود؟چرا تو پی وی نگفتی و ترجیح دادی جلوی جمع بگی؟

یا خواستی بگی من خیلی به فکرم و خیلی حواسم جمعه...

یا خواستی اون روز ک پیام دادی و من ازت کمکی نخواستم رو جبران کنی و مثلا ادا بیای که اره ببین به من احتیاج داری بالاتر و هرچی دیگههههه.

من واقعا درکشان نمیکنم !!! آدم سر ی ایموجی بحث میکنه؟😐

واقعا آنقدر مهمه؟مطلب و محتوای اون کانال مهمه یا اینکه برای تزئین من ایموجی چی کنارش بذارم !

واقعا درکشون نمیکنم. 

برای پست دیروز ۱۰ بااااااار فرستادم درست کردم هی ایراد گرفتن اینجا اونجوری نه فلان....

خب لعنتی میتونی تمام چیزی ک تو ذهنتع همون اول بگی واضح!!!!

نه بعد هی رفت و آمد من !

نمیدونم شایدم من زیادی آدمیم که دوست دارم راحت بگیرم و اونا زیادی وسواسی آن یا دقیق یا هرچی !!!!

به هرحال ب این وضع صحبت کردن دقیق بودن نمیگن.

جوابشو به طرز خیلی واضحی دادممممم...گفتم پستای قبلی کانال از همین استفاده شده توش :)))) و منم ب پیروی از همونا رفتم و ....

ب من من افتاد ک اره ولی من خودم مخالفم😐و ببین چقد ایموجی هست 😐۱۴ تا .

هی تازه میتونی بزاری و اگرم گذاشتن اشتباه شده و 😂😂😂

لعنتی یعنی ته هر پست اشتباه گذاشتن؟؟؟؟؟

دیدم نخ مث اینکه من دیگه اینو نمیتونم درک کنم تو مخم نمیره این دختره....

گفتم من میزارم خواستید ویرایش کنید ۷ تا ادمین دیگه ام هستن.

شروع کرد ور ور ور که وای عزیزم من قصد اساعه ادب و کوفت و زهرمار نداشتم و مرسی از زحمات و مرض و درد و اینا 

واقعا حوصلشو نداشتم براش چهارتا قلب فرستادم ک دیگه حرف نزنه...

این فضای مجازی و آدما خیلی خطرناکن...

میتونن روز تو بد شروع کنن یا بد تموم کنن ...

پر از انرژی منفی یا ....

چرا بد تموم؟

چون ی پیام مزخرف دیگه ام دم غروب از ی فرد دیگه در جواب گرفتم که واقعا یعنی چی !

چقدر بعضیا واقعا بی تربیت و بی شخصیتن.

واقعا چقددددددددررررر....

که چی مثلا....

که چی.....

آی هیت یو اوکی ؟ یو آر اع بچ ! ریلی تو بچ!👍

 

 

*****

 

 

دختر جدید رو تا آخر فصل دو دیدم دوست دارم ادامه بدم ولی حوصله لپ تاپ ندارم این سریال قدیمی بوربور رو ک حدود ۵۰.۶۰ قسمته شروع کردم فک کنم الان قسمت ۵ ام... همین که کمدیه و ژانر جدید ازش میبینم خیلی خوبه.

لنتی تو هر فیلمی خوبه :)))))کثافتتتتتتت🐜

 

 

*****

 

 

عطا آمد... خیلی خیلی چلوندمش. نصف کیک قاشقی هایی ک مامانم درست کرد رو خورد و رفت 😂

 

 

*****

 

امروز روز زیاد خوبی نبود صبح که بلند شدم دیدم باتلاق گاو خونی اون وضعت بعدم که اون دختره لعنتی بعدم که ساندویچ کالباس مزخرف بعدم اینکه فیلمی ک داشتم میدیدم بعد یه ساعت استپ خورد و مث اینکه کلا نصفه دانلود شده بود :/

بعدم کیک قاشقی هایی ک نابود شد😂بعدم اینکه دیدم فا رفته مشهد و الانم شیروان۶ و من تازه فهمیدم... و واتس اپ و ... بعدم این پیام آخری ...و 

 

****

 

با قیچی زیر موهام رو زدم... حس میکنم خیلی طبیعی زدم مامانم میگه خراب کردم :)))) مهم نیست خراب کردم ک مجبور شه با ماشین تا گوشم بزنه 😂امیدوارم امشب به هدفم برسمممم🐍

 

 

****

 

 

کیمی وقتی با خنده حرف میزنه و سوراخ دماغش بزرگ میشه خیلی خوب میشه میخوام ساعتها نگاش کنم و این صحنه پر از خارش رو از دست ندممممم😂😂😂😂😂😂😂😂😂

 

 

****

 

جاست ایت....

Wow یک مرداد ۱۴۰۰ @

سلام علیکم.

*اینکه بار و بندیل ر جمع کردم و دوباره هوس اینجا رو کردم این بود که حس یکنواختی شدیدی که بعد از فارغ شدن از اون قضیه حس میکنم اونقدر کسل کننده بود که بخوام یه همچین قدمی هم ک شده براش بردارم.

 

*تنها کارهایی که این روزها میکنم فیلم دیدنه، راه رفتنه، cal, و یه روز در میون تقریبا زبان خوندنه... و قطعاااا خواب. خواب زیاد. از اینایی که ۲ ب بعد میخواب ی و یهو ۱۲ ، ۱ ، ۲ و حتی دیرتر با یه سردرد داغوون بیدار میشی و حس میکنی دیشب ی چیزی خوردی 😂در صورتی که در یک کشور اسلامی هستی و قاعدتا چیزی نخوردی و این سردرد اون نیست! 

چیکار میکنم؟ فیلم سریال یوتوب اینستا.... بیشتر یوتووووب 😁 اگه فیلتر نبود خیلی بیشتر تر تر هم میرفتم. فکر میکنم اینکه نسبت یه پارسال بیشتر میرم یوتوب یا اینستا و ... اینه که زبانم تا حد زیادی پیشرفت کرده و دیگر با دیدن انگلیسی حرف زدن یه نیتیو مشکلی ندارم و خوره دیدن کلیپاشون ر پیدا کردم تا هی بعدش بگم اع  من میفهمممممم طرف چی میگههه😂😂😂😂😂اعععععع اون همه زبان خوندن تاثیر داشتااااا دیگه نیاز ب زیرنویس نیستاااااا.... و فکر کنم تشویق هرچند کوچیک یوتوب برای این روزای من به شدت نیاااازه. تنکس مای لاااااو 😊

 

*نمیدونم افسردگیه،دلمردگیه،ناامیدیه،چیه که نه میتونم برم سمت ویترای، نه سیاه قلم که لاقل اون تابلوی دختر نصفه رو که از عید مونده تموم کنم و نه ح تی میتونم زیاد کتاب بخونمممم.  تصورش برام سخت بود ولی واقعا نمیتونم بدم سمت کتاب :) این یعنی چی؟ خیلی عجیبه 🙃حس میکنم این تضمین کننده افسردگیه منه😂

دوست دارم هرچه زودتر برم تو دنیای ۴،۵ ساعت کتاب خوندن غرق شم و دیگه ام بیرون نیام. واقعا دلم میخواد و نمیخواد ،،، یه حالت لوس به درد نخوری دارم الان.

 

*زکی هنوز اینستای منو داره امروز چک کردم 😂

 

 

*وای چقدر حرف هست برای گفتن "_"

 

*آقا من یه حالتی ام که الان نه برای رشته خودم میمیرم نه برای رشته دیگه ای !

آیا این نرماله؟حس میکنم اینا همش اثرات ناامیدیه.وگرنه من همیشه ی عشق عظیم به رشته و شغل آیندم تو ذهنم بود که الان ندارمش.  خب البته هنوز شغلی ام ندارم و دانشجوام 😂ولی راجع ب رشته ام میگم. خوبه ها مخصوصا کارای عملیش ولی مثلا مسیرهای متابولیکش یا ....یا.... یا...... نههههههههههههه

بعد اون شکست های اعظم حس میکنم دیگه نمیتونم عاشق رشته ای باشم. نه عاشق خودش و نه عاشق این و نه عاشق رشته ای دیگر حتی در آینده. 

عشق اول گر نهد معمار کج      تا ثریا میرود آن عشق غش :))))))

حالا راجع ب این بیشتر حرف میخوام بزنممممممم بعداااااا تا این دمل چرکی لجن بوگندو(متوجه ام چندشه😂) سر باز کنههههههه🙄😂

 

 

*رفتممممممم سر زدم به اونایی که خیلی وقت بود ندیده بودمشون. فکر نمیکنم هیچوقت نوشته های آدما رو آنقدر با دقت خونده باشم که امشب خوندم :))))

حس میکنم به این دقیق خوندن نیاز بود . انرژی خوبی بود :)

 

 

*یه پسر کره ای رو دیدمممممم که از رقیبش تو تکواندو هی کتک میخورد و میفتاد تهشم گریش گرفت(بچه ۴،۵ سالع) بعد انقددددددددر این جیگگگگگگر بود که هی داشتم با آهنگی که روی کلیپش گذاشته بودن ورزش میکردم و اون بچه رو تصور میگردم که خیلی اتفاق ی پیج این بچه رو تو اینستا پیدا گردمممممممم.

شایدم دیده باشین کلیپش خیلی وایرال شد .حدود ۱۵ میلیون ویو خورد.

وای میخوام براش بمیرممممم😐در این حداااااااااااا

 

 

*این بچه خیلی شبیه عطااااااااا بود هم چهره هم مظلوم بودنش دلم عطا رو میخواد ولی عطا اینجا نیست و شاید فردا بیااااااد😐

 

 

*دوستم بعد از فراغت از قضیه سه هفته پیش فکر میکردم بیشتر شه ارتباطمون اما جز مکالمه درسی چیزی نمیگه . منم حس میکنم شاید مشگل داره اعصاب نداره مامانش رفته من نرم رو نروش و اینا ... ولی دلم خیلی می خواد دوباره با هم زیاد و طولانی و عمیق حرف بزنیم. فاطیما آی میس یو بچ :))))

 

 

*هاهههساثرلنثرث مبدنیتدد :)))))

رفتم ی اپی نصب کردم ک اهنگ خواننده پخش میشه با متنش بعد تو با صدای خودت میخونی و بهت امتیاز میده.... آقا صدام افتضااااااااح بو د امشب مطمئن شدم 😂 زیبایی این آهنگ ها رو امشب به سخره گرفتم با صدام:

we don't talk anymore 

love story

I wanna be your slave

fire on fire 

despasito 

fairytale 

آهنگ کاردی که اسمشو یادم نیست ولی من ب I'm a bich میشناسممم😂

خلاصه که اینا رو قشنگ  نابود کردم ، لاقل تو ذهن خودم😂😂😂

 

 

*برای چندمین باره دارم این سریال لعنتی رو میبینم نمیدونممممم.البته قطعا نه مث بار تاول دقیق و اینا ... میزنم جلو ولی بازم وقتههههه ک میرههههه

 

 

*و مرداد آمدددددد ماه جذاب من :*********

 

*دیگه به این پی بردم پسرای مردادی همشون بسیار خونگرم و مث کف دستن😂😂😂😂😂😂😂این چندمین باره که بهم ثابت شد. Ma,stef,enz و ....😂

پ.ن: قطعا دختراشونم همینن این ی چیز اثبات شدست بازم😐😂

 

 

*حس میکنم خیلی غر میزنم برا عید قربان رفتیم جایی با دایی و خاله و ... و من بیشترین غرغر کننده بودم راجع ب گرما و اینکه الان خونه زیر کولر بودیم و ....

لنتی همه گرمشون بوووووود همههههههه ولی فقط نن اعتراض داشتم.

چرا منو میبرید بیرون آخه ؟😶واقعا من بیشتر از یه تایمی در تفریح یا ی جای شلوغ و اینا باشم بهم فشار میاد شدید.

نصیحت: به زور یک درونگرای شیفته اتاق و کارهایش را به بیرون نبرید.بیرون را از دماغ خود درنیاورید.

 

 

*باد اسپیلت میزنه و هوا یخه.

 

 

*نوشابه نارنجی خوردم.  یخ.

 

 

*میخوام بازی معتاد کننده نصب کنم تو گوشیم اگه می شناسید بگید 

آها من ی دونه میشناسننمممممم among us :)))))) فقط فیلتر شکن میخواد خیلی معتاد کنندستتتتتت

 

 

*بخوابیم ؟ ۲ و سه دقیقه

 

 

*من نمی خ وابم ولی خیلی ها الان حت م ا خوابن 

 

 

👢💎🐍🐞🐚🐜🦏

 

غروب

یکی از قشنگ ترین چیزها تخیله.

اینکه میتونی یه جای دیگه، با یه قیافه دیگه، یه شخصیت دیگه توی ذهنت زندگی کنی.

میشه تو یه عمر 60 ساله یا کمتر چندبار زندگی کرد .

به این فکر افتادم دوباره نوشتن رو شروع کنم تا بازهم یه جایی خارج از خودم زندگی رو تجربه کنم.

 

*

 

بعضی روزها هم هست مثل الان که غروب جمعه است.

و خیلی بی دلیل دلت نمیخوادهیچکاری انجام بدی.

هیچ وقت به این که میگن غروب جمعه دلگیره اعتقاد نداشتم :|

اما امروز شدیدا اعتقاد پیدا کردم .

فکر کنم تا شب هم هیچ کار خاضی نکنم جز اینکه برم با بچه های گروه زبان راجب فیلم جدیدی که دیدیم حرف بزنم :|

 

*

 

مطالعات درون رشته ای ام داغانه :)

یعنی واقعا هیچی جز جزوه مزخرف اساتید نمیخونم. چرا؟ :|

به جاش تا دل تنگت بخواد حوزه مطالعات انسانی رو چسبیدم و ول نمیکنم :)

دارم به این فکر میکنم مطالعات تجربی کمی بهش ظلم شده و من نمیدونم چطوری به این ظلم پایان بدم وقتی واقعا ازش لذت میبرم.

!!!!!!

 

 

*

 

گودریدز ر بعد مدت ها نصب کردم :))))

و مث این بربر ها :)))) هی دارم کتابایی که خوندم رو توش وارد میکنم و براش review میزنم . چقدر دوسش دارم :)

آخ دلم خنک شد رفتم برای این دوتا کتاب ریچل هالیس یه دونه ستاره دادم :)))))))))

واقعا پشیمان و نادمم بابت خریدنشون :|

خز و خیل :|

یه نتیجه ای که گرفته بودم بعد خریدشون این که به هر بلاگر مزخرف کتابی اعتماد نکنین خصوصا اونایی که با یه سری ناشرها رفیقن :)

 

 

*

 

 

رفیق مراکشیم موجود باحالیه :) چه قدر خوب که پیداش کردم و نظرم راجع به آفریقا عوض شد !

 

 

*

 

 

حقیقت یکیه؟ یا به ازای هر آدمی حقیقت وجود داره؟

سوال اساسی این روزهای من !!!

چرا این میزان تفسیر از یه موضوعی میتونه متفاوت باشه و مثلا دوتاش همزمان درست به نظر بیاد یا لاقل قابل تامل !

چه اصراری به حقیقت مطلق هست که خیلی اوقات باعث این همه درگیری ها و ... کلا چیزای مزخرف تو دنیا شده؟

 

 

*

 

به هر دیدگاه چپی میگه چپول :) و خب مشخصه لحن تمسخر آمیزیه.

خب قطعا من هم نمیتونم فاز بعضیا که رو پروفشون عکس لنین یا استالین ر میزنن درک کنم اما آیا بد وبیراه به مارکس کار درستی است؟ :)))))))) این هم یکی از اون معایب حقیقت مطلقه !

نمیدونم میدونی ؟ نمیدونم :)

 

 

*

 

دلم شکلات و نسکافه میخواد.

داغ !

برم!

 

 

 

فیک

مثلا خبر دار شدم چهارتا از دوستام یه پیج فیک فاطمه نامی رو میچرخونن و باهاش از بقیه بچه های دانشگاه تست شناخت شخصیت درونی میگیرن

 

مثلا اینکه دلم برای دانشگاه تنگ شده زیاد :(

مثلا اینکه یه کار پاره وقت جذاب پیدا کردم که پشت لپ تاپ تو خونه کاراش حل میشه :))))))) و من شاد ترینم

مثلا کاش یوتیوب فیلتر نبود :| به راستی ها :| اعتیادم تازه بهش چند وقته شروع شده . کاش فیلتر نبود :||||||

مثلا اینکه چقدر یه سری از فکرام رو که برای چند ساله پیش الان مسخره میکنم :) و میگم چقدررررررررر بوووق

چندسال دیگه ام همین میشه؟ فکرای الانم رو مسخره میکنم؟

مثلا نمیدونم این چه کرمیه که پاییز اومد و من تو اتاقم هنوز بیست و چهارساعت اسپیلتو روشن نگه میدارم .

و چرا بقیه گرمشون نیست تو خونه ما ؟ :( چرا من تنهااااااااام ؟

مثلا سوم راهنمایی بودم یه قولی دادم به خدا سر سلامتی یکی از نزدیکام که اره این سالم بمونه من فلان کار میکنم :|

جدا از سختی و .... بودن اون کار :|

الان به درجه ای رسیدم که میگم خب اوکی من زیادی خسته شدم از انجام اون کار دیگه سلامتش پای خودت مهم نیست :|

واقعا ترسناک شدم خیلی خیلی

مثلا استوری گذاشته :| و خب چه خوب ادم میشناسه همو :)بسیار بسیار سپاسگذارم که خودتونو برام روشن میکنید !

و هرجا به نفعم نبود خدا اون چیز رو به من نداد و من گفتم خب چرا نه مثلا بعد که یکم میگذره مشخص میشه چرا نه .

همین دیگه فقط کافیه صبرکنیم تا دلیل تصمیما و به قول بعضی ها مصلحت های این دنیا رو بفهمیم :)

و چه خوب مصلحتی :))))

مثلا کلی شیشه سفارش دادم :) معتاد شدم

الان نگران اینم بشکنن :( اگه بشکنن خیلی بد میشه :( کاش سالم برسن :) تولد پسرخاله ها نزدیکه و من هرچه زودتر

باید دست به کار شم :|

مثلا چقدر این بابای علی صبووووری جذاااااب و خفنهههه :)))))) من مردم قشنگ چقدر با نمک و شادهههه :))))

مثلا یکی از لامپ های اتاقم سوخته از غروب به این ور به شدت دلگیر میشه :(

مثلا کلی سریال و فیلم ندیده دارم تو لپ تاپ باز میرم دانلود میکنم کرم دارم کرررررم :|

مثلا چقدر کتابای حسین بشیریه خوبه :) هرچی گیر اومد ازش بخونین.

مثلا جدی جدی دوسال شد که این وبلاگ رو دارم :| کی باورش میشد تا حالا حذفش نکرده باشم :))

مثلا امروز تا به اینجا جز حرف زدن با دوستام کاری نکردم :) بعد مدت هاااااا :) و الانم کلی کار تلنبار شده مونده :|

آی هو تو گو :|

بای :|

 

 

کوری

 

نمیدونم کتاب "کوری" رو خوندین یا نه؟!

یا فیلمش؟!

کلا یه کرمی تو وجودم وول میخوره وقتی یه کتاب و فیلمش وجود داره :)))

یکم از اون میخونم بعد میرم تا همونجای فیلم رو میبینم و دوباره کتاب ادامه بعد میپرم رو فیلم و این روند ادامه داره تا تموم شه.

یعنی خل میشم ولی این کارو میکنم :)

سر فیلم و کتاب "سرگذشت ندیمه" هم همچین کردم :))))))

.

کوری اولین تجربه کتاب صوتی بود که داشتم :)

فکر نمیکردم خوشم بیاد یعنی فکر میکردم با کتاب در ابعاد کاغذ و فرم قدیمیش بیشتر حال میکنم تا مدلای جدیدش ولی

لذت بخش بود :)

طوری که فکر کردم ادبیات جهان صوتی جذابتر به نظر میرسه !

"تجربه جدید"    :)

 

*

 

این کتاب راجع به زمانی که همه به دلیل نامعلومی کور میشن به جز یه خانومی :) و این کوری مسریه ! و افرادی که کور

میشن قرنطینه میشن .

چقدر همزاد پنداری کردم باهاشون :|

یعنی دقیقا حس کردم ماهم همون ادمای کوری هستیم که مجبور به قرنطینه شدیم چون این بیماری یه بیماری ناشناخته و

مسریه :)

 

توصیه میشود :)

خصوصا بخاطر شباهتایی که این داستان با وضع الان جهان داره !

تو کتاب کوری بود.

تو دنیای واقعی کوید 19 :)

 

 

 

 

 

صمیمت مثلا :)

کلا نمیدونم چند قرنه که اینجا نمیام :)

و چند وقته وبلاگ دوستای مجازی ر چک نمیکنم ، خیلی وقته ؟! :)

 

*

 

میخوام یکمی حرف بزنم شماهم بخونیدشون

 

1- واقعا هیچ وقت فکر نمیکردم تا این حد از کسی که سعی در جلب توجه داشته باشه بدم بیاد ! امشب یکی حرف

قشنگی زد گفت :

یه سریا عقده دیده شدن دارن از این جور آدما باید ترسید . اینا هرکاری میکنن برای جلب توجه !!!!!!

 

پ.ن : خب چرا اینطوری میکنید؟! :( چرا یه کاری میکنید وجودم پر از نفرت شه ازتون ؟! :( نمیگین قلب من ضعیفه؟ :)

پ.ن2 : بدترش اونجاییه که دوستای نزدیکت اینطوری باشن و تو هی باید تحملشون کنی و هیچی نگی .

 

2-یه رفیقم گفت :بیخیال باش !سر این چیزا حرص نخور !

و ما نمیتونیم ادمارو مجبورکنیم طبق سلیقه ما رفتار کنن !

چند بار بخونید !!!!!

واقعا نمیتونیم !!!!!

دوست خانواده عشق رفیق !

ما نمیتونیم مجبورشون کنیم !

 

پ.ن:اولین چیزی که بهش گفتم این بود :

چرا نمیتونیم؟! :(

چرا نباید طبق سلیقه من عمل کنه؟! نمیتونه ؟! :(

:)))))

بعضی وقتا زیادی مستکبر میشم و این بده

#نه_به_استکبار

پ.ن2 : سوالی که پیش میاد اینه پس چرا بدیای همو به هم میگیم ؟! مگه برای اصلاح نمیگیم؟! پس یعنی دیگه نگیم؟! :|

پس چرا من انقد مشتاقم یکی بیاد بدیامو بم بگه ؟! :|

 

3-از ادمای متقلب هم بدم میاااااااد خیلی !!!!!!

که تقلب و تقلیدشون هم سر همون جلب توجه دیگرانه !

آپشنی ندارن !

تقلید میکنن آپشن دار بشن !

آی هیت یو سو مااااااچ !

 

4_که چی هی من خیلی ادم اجتماعییم؟! ایا به بهانه اجتماعی بودن هر غلطی باید کرد؟! :| بسه واقعا ! مرسی

 

5_یه چیز دیگه :)

جدی دارم از خودم میترسم !

خیلی خیلی بعضی وقتا خودخواه میشم !

حس میکنم دوست داشتنی ترین چیزی که تو این دنیا میتونم دوست داشته باشم خودمم !

:|

#مردادی_خود_شیفته

خوبه که ادم خودشو دوست داشته باشه :)

ولی زیادش باعث میشه هیچ وقت نتونی واقعا عاشق کسی بشی یا حتی از کسی خوشت بیاد

این درسته که ننگه ولی شاید خوب هم باشه :|

#پارانویا

 

6_چرا عیدوتبریک نگفتم ؟!

دختر بدیم ببخشید :)

عیدتون مباااااارک :)

همه اونایی که میاین میخونید و میرید :)

همه اون موجودات زنده ی پشت سیستم :)

همه بلاگرا :)

ایشالله اول سلامتی دوم سلامتی سوم سلامتی و بعد بقیه چیزاااااااا :)

ایشالله کرونا گم شه بره خونشون :)

ایشالله من بیشتر میام اینجا :)

از اینستا یکم بکنم و دوباره به اینجا معتاد شم :)

چون بسیار بسیار دلم برای نوشتن و حرف زدن برای کسایی که نمیشناسمشون تنگ شده :)

 

 

ماچ از دور  به کلتون دخترا

 

پسرا از دور دست تکون میدم براتون

 

 

خلاصه با ارزوی های خوب و خوش وسط این غرغرات !

 

 

نمیدونم چندمی _اون قدر احساساتم پر از نوسانه که هیچ اعتمادی بهشون ندارم :|

مثلا من همزمان هم عاشق دوستمم هم ازش متنفرم !

مثلا اونقدر ب جزییات توجه میکنم که نگو

مثلا چه اهمیتی داره دوستم از من و حرفام تقلید میکنه

یا چه اهمیتی داره دوست داره جلب توجه کنه

یا چه اهمیتی داره چیزی که سه ماه پیش به من میگفت خیلی بده و اخه و فلان الان خودش باهاش اوکیه :|

من چی باید بگم؟!!!!!!!!!!!!!

چطوری میشه حرص نخورد؟!

هیجی که نمیگم جلوش

یعنی حتی حرص هم نخورم؟! :|

آیا بترکم؟!indecision

 

#خاله_زنک_بازی

 

خب همین الان به این نتیجه رسیدم این چیزا خاله زنک بازیه :|

و انجامش ندم :(

یعنی سعی کنم دیگه برام مهم نباشه !

همون جمله طلایی بد در مواجه با این رفتار های رو مخ !

:))))))

 

 

هارهارهار

 

میدونم خیلی بی مزم :)اونم نصفه شبی :))))

 

 

 

پ.ن اخر : کسایی که خیلی وقته ندیدمتون :) یعنی خیلی وقته وبتونو ندیدم یا باهاتون حرف نزدم :) ندایی بدید :)

دلم تنگ شده فک کنم :))))))

 

 

هیچی .

 

چرا گاهی انقدر میخوایم خودمونو ، رفتارامونو ، عقایدمونو ، حتی قیافمونو به دیگران " توضیح " بدیم ؟!

چرا انقدر جایی بزرگ شدیم که فکر و حرف و ادای دیگران باید مهم باشه؟!

چرا باید انقدر مهم باشه که یکی پشت سرمون بد بگه؟! یا خوب بگه؟!

واقعا این عمره ؟!

که میگذره؟!

که این منم که فقط یه بار زندگی میکنم ! که فقط یه بار میتونم خودمو دوست داشته باشم !

چقدر از "من" بخاطر دیگران شده "من"؟!

چقدر از من ریاست؟!

چقدر از من صداقت؟!

و چه موجود ترسناک و عجیبیه آدم !

میتونه تو یه لحظه 180 درجه تغییر کنه ! بشه یکی دیگه ! یه چیز دیگه !

این 180 درجه خلاف جهت مدار دیگران چرخیدن کاری نداره فقط  "جسارت" میخواد !

اول جرِئت پرش

بعد لذت پرواز

 

 

:)

 

 

پ.ن : اینجا بوی کاغد کاهی میده :) نمیدونم حس میکنین یانه :)

 

 

 

دیوانه

 

امید صباغ نو میگه : آدم باید دیوونه باشه تا به یه جایی برسه ! آدم عاقل هرچقدرم بگه من فلانقدر کتاب خوندم و...

کاری نمیتونه بکنه.

خوش به حال دیوونه ها !

 

*

 

و من و من و من !

یه آدم بوقم که میخوام هی عاقل باشم . و هی به تمام دنیا میخوام اثبات کنم منطقی تر از من وجود نداره .آینده نگر تر از من ،

آدم پر خطوط قرمز تر از من ، بی احساس تر از من ، و هر چی تر از من وجود نداره !

 

:)

 

مثلا چیزی که واقعا دوست دارم رو میگم ندارم .

هم به خودم هم بقیه.

مثلا اون چیزی که دوست دارم و انکار میکنم که ندارم رو پاس میدم به بقیه.

و جوری رفتار میکنم که برام قدر شلغم ارزش داشته.

و بعد هی تو ذهنم کلی مورچه رژه میره.الان چی شد؟! الان چیزی که من دوست داشتم چی شد؟!

و نه تنها ادمای عاقل به هیچ خیر ندیده ای نمیرسن ادمایی که ادای عاقلا رو درمیارنم به هیچ چیزی نمیرسن :|

و اینکه...

واقعا برای خودم و این ضعف بزرگ رفتاری و این احتیاط سرسام آور متاسفم !

متاسفم دوست داشتنی های جذاب زندگیم که خیلی راحت ازتون میگذرم :)

متاسفم که براتون تلاش نمیکنم و میگم الان منطق حکم میکنه فلااااان !

و الان منطق حکم میکنه به من چه !

:)

الان بقیه چی فکر میکنن به من چه !

:)

الان چی میشه به من چه !

:)

ولی همه اینا حرفه و من ته همه اینا یه ادم محتاط منطقی ام که از دور با دیسیپلن زشتم باید براشون دست تکون بدم.

الانم کلی مورچه تو سرمه .

تعدادشون داره هی بیشتر و بیشتر میشه.قلقلک کف سرم شدیدتر و من بی اعصاب تر.

مورچه ها میگن انتخابای خوبی که شاید بهت نیان بهتر نیست از انتخابایی که انتخاب تو نیستن و انتخاب منطق حکم فرما

به جامعه اطرافته؟!

مورچه ها میخوان داد بزنن شک تو انتخابای خوب بده ! شک کردن به خودت بدتر !

ادا اومدن چیه بین این این همه ادابازی !

توام یه اداباز بین بقیه ادابازا !

جوکر 2020 !

 

 

پ.ن : برای خودم متاسفم .

 

پ.ن2 : برای خودم خیلی خیلی متاسفم .

 

پ.ن 3 : در عین حالیکه برای خودم زیاد متاسفم باید بگم که امشب شان چیزی که دوسش داشتمو اوردم پایین !

البته اون عظمتش کم نشد و من و مورچه هام ریز و ریز تر شدیم .

 

پ.ن4 : متاسفم !

 

 

Related image

 
 
 
 

 

پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan