گودزیـــلای لــمـ ــیده بر ذهـن

make it & hit those who laugh with you

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

چرا و ....

۸ نظر


1_چرا یه وبلاگی که به شدت برام جذاب بود الان دیگه نیست ؟! :| اون دیگه مایه نمیزاره برای متناش یا اثرات شلوغ بودن سرمه؟


2_چرا عطا داره روز به روز چاق تر میشه ؟! :)))))))) و قب قب(یا غب غب ؟! :))) )  شدید در میاره و روناش کلی خط افتاده :|و دستاش


با اینکه پسره به شدت نیازمند النگو :)))) که لای اون خط بین مچ و ساعدش گیر کنه :))))


هی اون وسط اه اه کنه منم هی بهش بخندم بگم : داری میترکی ؟! داری میترکی ؟! :)))))))))


چرا داری میترکی بچه تو اخه ؟! :)))))))))))))))))))))))))))))))


3_برادر "..." رفته خواستگاری یه دختری ! و من ته این ازدواج رو زندگی نحس " د.م" و زنش میبینم ! عین همون ! عین همون !


دختره همونقدر عقده ای ! همونقدر تو یک فضای بسته که منتظره ازدواج کنه تا شکوفا شه :| با اون ارد های اس ام اسی اش یعنی


برادر"..." نفهمید این از الان این میزان خواسته های نابهجا داره بعدا میشه قضیه زن همون بدبخت بالایی ؟! :|


خب تبریک میگم بدبخت شدی برادر !


از همین الان شرط میبندم نگی نگفتم !


4_ چرا این سه تا چیز زیاد شده ؟! دقت کردین ؟!


مرگ و میر ، ازدواج ، بچـــه !!!!!!


یعنی هر سه تاشم باهم زیاد شده ! چقدر امسال مردن ! چقدر عروسی ! چقدر بچه ! :| نا متعادله همه چی :)


5_ عجیبه که بعد چند وقت برای اولین بار صدای خنده ی یکی رو بشنوی ؟! :|  لبخندشو دیده باشی اما خندشو نه !


بعدم داره میخنده ساکت شی گوش بدی ! بعد به این راز پی ببری اهاننننن تو زشت میخندی که تا حالا پیش من نمیخندیدی :)))))


هاهاهاهاها :)))) زشتوک :))


5_کسی این فیلم زندگی نامه  رام و راجا ریاضی دان هندی رو دیده ؟! آیا ؟!


6_خیلی مسخرست که قبل هر بار کوتاه کردن موهام ازش عکس میگیرم ؟! :|||||||||| آی دونت نو :| شاید چند هفته بعد که بخوام


برم و بزنمش عکس نگیرم و تموم کنم این لوس بازیا رو :))))


تهشم بیام خونه به کیم بگم موهامو زدم بهم میاد ؟! مگه بد شدم نگام نمیکنی دلت میاد ؟!!!!:))))))))))))


(اشاره به اون اهنگ با محتوای مزخرف قدیمی :))  )


7_چقدر و چقدر ماست خیار دوست دارم :))))))))))))))))))))))))


8_ چقدر و چقدر دلم میخواد تا اخر بهمن بالایی لطفی کنه و بشه چیزی که میخوام :)))))))


9_ "میر" وقتی مشت نشون میده میخوام خفش کنم :))))))) خب چراا ؟! چون از من بزرگتره و ادب حکم میکنه مشت نشون ندم


ولی چه معنی داره اون مشت نشون بده :| حتی شوخیشم دوست ندارم والسلام !


10_ یه بلاگری هست داره گند تعریف کردن از خودش و آی ایها الناس من قدیسه دو عالمم و اینا در میاره !


نمیدونم چرا هیچوقت نمیتونم این میزان از جار زدن ها رو که با یه تعریف های مشخصی هم بولد شده باور کنم !


بیشتر یه خودم میخندم که این وبلاگا رو دنبال میکنم .


مرسی اه و ایــــنا !



پ.ن : به قول ایمان سرور پور رفیق از خدا برات میخوام خیر و برکت و حال خوب بباره  :))))))


۷ ۰

کنترل _نپــاس !

۷ نظر


گفت : ما اساسا ادم های خوبی هستیم اما اگه خودمونو رها کنیم : خراب می شیم !



****


امام علی : خودت را به کارهای خوب و کسب فضایل وادار کن  والا به طور طبیعی دچار رذائل می شوی !


***


گفت : اگه قدرت کنترل ذهن داشته باشی ، به چیزای بی ارزش توجهی نمی کنی !


***


دین : علایقت رو تغییر بده و اونا رو مدیریت کن !


غرب : صرفا دنبال تامین علایقت باش ( هرچند سطحی و دم و دستی و ... )



تــــــــــــــــوجــــــــــــــــــــــــه:


کسی که علایقش رو تغییر بده : : : : : روحش قوی میشه !



***


و گفت : به انسان برخلاف حیوان قدرت تغییر علایق داده شده ! که دو شاخست :

1_ عمل و رفتار

2_کنترل ذهن



****




نتـــــیـــــــــــــــــجه خلاصه طور :


اصلا چرا باید یه عامل بیرونی بدون اجازه تو توجهت رو جلب کنــه ؟!



:)




لســـن وان : کارای سخت رو هی عقب ننداز ! هی پاس نده کاراتو به فردا و ساعت و دقیقه بعد !!!!

کارای سخت رو اول انجام بده !

تـیچ : سختا اول که بره خیالت راحت تره ! از هیچی عقب نمیفتی ! میرسی ! و تو یه ادم پاس کاری کنی که میترسه گل بزنه

نیستی !

جــــاست نــــــَو :)))) عقب ننداختن و پاس ندادن کارا به دقایق بعد و کارای سختو به تعویق انداختن !!!!

تصمیم چیزی که گرفته شد وقت انجامش همون لحظست ! همون روز ! نه برای فرار ریختن پـــلن ذهنی من باب مثلا دقیق تر بودن :|

دونــــت گول :|

براووووو :| :)

پرکــــتـــــیــــس :))))))



فوکوس فوکوس فوکوس !


18_25 : : : چـــک


ترای ترای ترای :d




پ.ن : دیوانه و مجنون اگر دیدی مرا دمی بنشین و بخند :) با تامل :))))))))))


پ.ن2: میر میر میر :| آی هیت یو ؟! :| آی دونت نــــــَو :))))




۷ ۰

سوتی رگباری

۷ نظر


مفتضح تر از اینکه برای یه جنس مذکر ته جملت اشتباهی یه استیکر لب غنچه ای به معنی بوس بفرستی ؟!


:|


و مفتضح تر از اینکه تا پیام نداد "استیکره چی میگه " نفهمی این استیکره یعنی بوس :|


و بعدم یه ربع به سوتی مزخرفت فکر کنی و بگی خب چی بگم :|


و تهش بگی اشتباه فرستادم :|


بدون ویرایش :|


مرسی اه :|



پ.ن :دیگه دستم رو میسوزنم اما استیکر نمیفرستم حتی اون پوکر فیس رو :| یه مشت منظور گیر پر حاشیه دورم جمع شدن :|



پ.ن : آی هـــیـــت دیس کانکشــن :| بات ای ... بات ای...  :| و  درد :)


پ.ن3: زنگ که میزنه اولین جملم اینه : بزن سر دهنش :)))) بعدم موهاشو بکش :))) دیوننش کردم رسما :/


پ.ن4: فیلم غم انگیز بده ! نبینم نبینم !


پ.ن5 : دلم برای هیچکدوم از دوستام تنگ نشده ! شاید برای همینه باخودم بلند بلند حرف زدنام بیشتر و شدید تر شده :|


پ.ن6 : از اینکه به زور به یه بچه ی زشت محبت کنم بدم میاد ! :|


پ.ن 7 : و بدم میاد پ.ن ها از متن بیشتر میشه :|


پ.ن8 : نسیم چه خبر ؟! :)))))))))))))))))))


پ.ن9 : ماکارونی به به :)


پ.ن10 : چرا بعضی ادمای ماه و درجه یک با تو از نظر سنی نزدیک یه دهه فاصله دارن ؟! شانس گند و اینا ؟! یا هرچی میگذره این درجه یکا


تو دهه هفتاد و هشتاد و... کم تر میشه ؟! :|


پ.ن 11 : والسلام !!!!!!!






۱۰ ۰

شـلاق !


اندرو منزوی و یک انگیزه درونی !

ترنس فلچر مجنون دوشخصیتی !

اون اکادمی موسیقی المان نازی طور !

همه اینا میتونه توی یه فیلم جمع شه و دیوونه کننده به نظر برسه !

حتی اگه چند بار ببینی ... برای بار چندم... مو به مو !



فلچر_ بدترین جمله توی زبان ما اینه که : عالی بود !


و اسکار نقش مکمل باید مال بازیگر نقش فلچر میشد ! این حقی انکار نشدنی بود و هست !





#شلاق#

#whiplash#


Related image

۸ ۰

پالس

۹ نظر

 

چشم هایم موقع باز شدن هشدار شروع یک روز بدون امید را می دهند !

 

از اثرات نوسانی بودن احوالاتم بود و من دوباره میخوابیدم و دیرتر با شروعش مواجه میشدم، انگار بهتر بود !

 

فرار !

 

اما اجبار های ریز و درشت مرا بلند می کند. کسلم. امروز همه چیز مزخرف است و من باید نقش یک ادم درجه یک را بازی کنم.

 

همه این انتظار را دارند اما من نمیخواهم !

 

مبارزه نمیکنم که بازی اش کنم ! نقش اول نمایشنامه امروز را می گویم !

 

میگذارم کس دیگری جای دیگری ان را بازی کند. به همین راحتی ! بدون هیچ حس رقابت و طمعی که بخواهد به جوش و خروش

 

بیاید. در اوج جوانی رقابت را میبوسم و نه روی سرم بلکه زیر پاهایم قدمگاهش میکنم !

 

مزخرف های هرچند یکبارم !

 

پالس منفی پالس منفی پالس منفی !

 

فکر های بیخودی که الان اصلا نباید توی سرم باشند اما هستند و مرا دوباره به دنیای خیالات می برند.

 

از تغییراتی که دلم میخواهد توی خودم ایجاد کنم و نوعی جبر از شکل عادت مانعم میشود توی سرم چرخ میخورد.

 

بهش فکر میکنم...حرص میخورم...روی تخت مادرم دراز میکشم و به موهایش نگاه می کنم .لبانم را برمیگردانم و اه بلندی می گویم.

 

موهای خودم را از یه طرف محکم میکشم تا از گیره جداشوند. روی صورتم که پخش میشوند انگار ولوله ام میخوابد.

 

خواهرم حرف میزند و من بد برخورد می کنم. او میخندد مثل اوقات دیگر و درشت تر بارم میکند !

 

توی اینه به خودم با غم نگاه میکنم و از ریزترین جزییاتم ایراد میگیرم.صورتم را میکشم بالا و پایین !حس میکنم صورتم باید بزرگتر

 

و کشیده تر بود.و یا شاید موهایم فر ! موهای فر قشنگ تر بودند :( من موهای فر میخواستم ان وقت صبح !

 

قهوه میخورم...تلخ !

 

به عکس رهبر نگاه میکنم ! تلخ ! به لبخندش نگاه میکنم و تلخ لبخند میزنم ! تلخ !

 

عکس او را کجای دلم باید میگذاشتم ! هیچ جا! جای همیشگی اش روی میز مطالعه ام ! افکار مالیخویایی اه اه اه !

 

جواب نامه ام را نداده بود . نمیدانم اصلا شک دارم به دستش رسیده باشد ان پنج صفحه پر اچار !!! اما هدیه ای که فرستاد یعنی

 

خوانده بود ! کاش به جای هدیه نامه ای با دست خط خودش برایم مینوشت :( متوقع شده بودم ! بله متوقع ! همین امروز به اندازه

 

تمام عمرم متوقع شده بودم !

 

وبلاگ کسی را میخوانم ! گندش را بزنند ! یعنی گندش را بزنند !!!

 

همان افکار مشوش توی ذهنم را به تقریر دراورده بود ! همان ها را و بازهم مرا سرگردان تر کرد . پالس فرستاد خودت را درست کن

 

تغییر توی فلان و فلان و فلان !!!!!

 

الان وقت خانه تکانی است دخترک دیوانه ؟!

 

الان وقت شک و تردید های درونی است ؟! الان ؟! همین الان ؟!

 

و ای بلاگر الان وقت نوشتن همچین پستی بود ؟! :(

 

نامرد !

 

و همین !

 

نامرد !

 

 

****

 

و صبح و شب !

 

و فکر روزی پر از بی انگیزگی !

 

و تحقق روزی پر از بی انگیزگی !

 

نجنگیدم ! جنگیدی ! جنگید !

 

مزخرف الدوالــــه !

 

 

****

 

نبینم حوالی خانه مان پیدایت شود !

 

نبینم ! نبیـــــنم !

 

تابستان !

 

والسلام !

 

***

 

و جواب "میر" را چه بدهم ؟!

 

با ان لحن "..." ! :(

 

او که همیشه در حال انتقاد است !

 

میجنگیدم یا نمیجنگیدم بازهم یه بدی از تویش درمیاورد !

 

ریز بین لعنتی !

 

:| خودت را اصلاح کن !

 

قتل های زنجیره ای ام در راهند !

 

تو سردسته ی همه شان هستی !

 

بفهم !

 

و خودت را اصلاح کن !

 

 

 

# تلخوک #

 

# فراروک#

 

#روز بدوک #

 

# میر میر میر میر :| #

 

 

 

پ.ن : رد دادن  را صرف کنــــــید ! اغاز و پایان همــــه منم !

 

 

پ.ن 2: اینو ببینید کیف کنید ! کیف کنم ! این یه دستوره :) چقدر عشقه این بشر چقدر :) چقدر :) چقدر :) چقدر :)

 

نوستالـــژی  نه زیادی قدیمی :)))))))

 

 

 

 

 

 


مدت زمان: 4 دقیقه 19 ثانیه

 

 

 

 

 

 

 

 

۷ ۰

اخرین بار !

۸ نظر


قبول داری!؟

شاید تا حالا 

بهش  فکر نکردی.

ولی یه جایی تو بچگیامون،

واسه آخرین بار رفتیم تو کوچه و

با دوستامون بازی کردیم،

بدون اینکه بدونیم... 

آخرین بار بوده.


#حسین_سلیمانی



:(

۷ ۰

ای الگو.

۶ نظر

دیس پلو رو دادم دستش که بزاره سر سفره گفت:
شما چرا زحمت کشیدین من خودم میاوردم
من گفتم : مرسی !
سوتی بدبخت داغون حراف اه اه اه :/
به جای خواهش میکنممه :/
سوتــــیر :/

۱۰ ۰

خوب


نگاه طنازی هایم نمیکنی و من این را دوست دارم !

پیش تو خودم هستم !

نیازی به کلفت کردن صدا نیست.

تو حواست به جرز لای دیوار و نخ کش شدن پیراهن تازه دوخته شده هم هست.

اینجا همه چیز تحت کنترل است.

خدا هنوز میسازد بنده های خوبش را...

یعنی تورا که میبینم امیدوار میشوم !

دائم المراقـب این روزها !



۱۰ ۰

الیاس !

۱۱ نظر


وقتی زنگ گوشیت رو خواهرت از سر" کرم" الیاس بزاره . بدون هماهنگی قبلی !


بعد زنگ بخوره !


تو تعجب کنی اما جواب ندی تا یکم بیشتر بخونه با اون چشمای پف الود و صدای بم قشنگش :))))


ای کرم...


اینبار اشتباهی حرکت زدی ! خوشم اومد !



****


یکی از اقوام_ من با بچه هام خیلی دوستم همه چیومیان بهم میگن حتی "ف " که دیگه الان بزرگ شده ماشاءالله اومد بهم گفت مامان یکی


بهم پیام داده بیا باهم دوست شیم ! یکی از دخترای فامیل بود !


اتیشم گرفته بودا...ولی "ف" ارومم کرد و گفت مامان مگه من جوابشو دادم ؟! فقط اومدم بهت بگم بدونی !


پ.ن : نمیفهمم تو دوساعت همنشینی با مادرم اونم توی مبارک باد یه بنده خدایی چقدر حرف باهم رد و بدل کردن که وقتی اومد


خوته از سه روز پیش تا حالا هر دفعه یه چیزی از صحبت هاش با خانوم "..." یادش میاد و میگه :)))


من جمله همین مورد که تازه دیروز گفت و من هنوز تو کفشم :)))


کف چی ؟!


کف اینکه به اون آقا پسر فامیلیمون همچین پیشنهادی شده !



****



مبارک بادی که گفتم ماماننم رفت !


مال یکی از هم بازی ها بچگیم بود ! حالا نه خودش اما داداش کوچیکش هم بازیم بود !


به مامانم گفتم یعنی الان اگه اینا بخوان بیان خونمون با عروسشون میان گفت اره اینجوری شدم :|


اه :|


خوشم نمیاد :)


این همه سال همین جمع بودیم :) من هیچ وقت یه موجود اضافه رو نمیتونم قبول کنم :)


به زور میپذیرمش :))


حالا خوبه این بنده خدا 27 سالش بود و هم بازیم نبود !


فک کنین داداشش ازدواج کنه :| یا اون یکی هم بازیام :))) اصلا دوست ندارم :)))))))


نمیشه هممون تا اخر مجرد بمونیم و با خانواده هامون خونه هم رفت و آمد کنیم ؟! بدون هیچ موجود اضافی ؟! :|


خب قطعا نمیشه و کم کم همشون ازدواج میکنن میرن :)


دخترا...پسرا !!!!


و این جمعای صمیمی روز به روز سردتر و کمتر میشه !


هـــعی :)



****



فکر کنین چقدر قانع شدم من ایده ال گرا که صرف اشنا شدن با یه ادم حرفه ای و نسبتا خوب و دارای چهارچوب تحسینش میکنم !


انقدر بد زیاد شده ! صرف اینکه بگیم طرف خوب معمولیه برامون عالی میشه :|


این خوب نیست !


دیگه عالی وجود نداره ؟! :| همه خوبن صرفا اگه بخوان خوب باشن ؟! :|




****



گوتن مارگــــــن :)))))))))


(با لهجه المانی بخوانید :)))) )



****



میخوام امروز کاری که اصلا حس و حالشو ندارم ولی باید انجام بدم رو بدم !


ببینم تهش چی میشه ؟!


میمیرم ؟!!!!!!!



****



lمظلوم کی بودی تو اخه با اون هیکل لاغرت ؟! :(

جبران میکنم برات :(

کی ؟ :|

سال بعد وقتی گوشی خریدم :) بگو خب !


****



اومد جلوی همه، لپام رو کشید :|

گفت خیلی وقت بود میخواستم این کارو کنم لپ گلی :(

حس کودک بودن بهم دست داد :))))))))



*****



دلم برات تنگ شده ساجده :)

کجایی اخه  ؟!

بدم میاد ازدواج میکنه یکی میره گم میشه :|

کی چی مثلا ؟! :(

مسخره بی معرفت :))


****


گفتم میخوام امروز کاریو کنم که اصلا حسش رو ندارم و فقط حس پیچوندن و انجام ندادنش رو دارم ؟×

میخوام انجامش بدم ببینم تهش میمیرم یا ناک اوت میشم ؟! :|

باید !







۷ ۱

توی دندونپزشکـی !

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان